{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه مردی داشت ازکوچه ردمیشد

یه مردی داشت ازکوچه ردمیشد

دوتابچه داشتند گریه میکردند.به

دخترگفت چرا گریه

میکنی؟دخترجواب دادچون دست

عروسکم کنده شده.از پسرپرسید

پس توچراگریه میکنی گفت چون

عروسکم داره گریه میکنه

*عشق باید پاک باشه *
دیدگاه ها (۱)

چو گل های شقایق داغدارمبیا پروانه شو بنشین کنارمبشو مرهم به ...

مثل کبریت کشیدن در باد، دیدنت دشوار است...من که به معجزه عشق...

به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منیو دل خسته ی من م...

الماس وجودت بر شیشه دلم خطی کشیدکه پاک کردنش بدون شکستن ممکن...

امروز باید پته کفرآمیزو رو کنیم یه حرومزاده جقی به تمام معنا...

لایو ویورس جونگکوک!🫧خب فقط اومدم خبر انتشار موزیک رو بدم، چی...

عاشقانه

ادامه پارت یازدهم

سناریو بلولاککککک(بلاخرههه🤣🗿)

رومان قطره قرمز (پارت 7)

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

توکیو ریونجرز ( پارت1)تاکه میچی : خیله خب نائوتو بهم دست بده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط