{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ
ₚₐᵣₜ⁴⁸

.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝

از جا بلند شدم همونی هنوز روی کاناپه بود، آروم صداش زدم:
ا/ت:شام حاضره بفرمایید همونی.
آه پر حسرتی کشید و از روی کاناپه بلند شد، به سمت آشپزخونه اومد و بدون نگاه به من در حالی که صندلی رو کنار می‌کشید گفت:
همونی: بعد از شام میرم خونه سوهی.
ا/ت: آها باشه.
چیزی نگفت و منم صندلی رو کنار کشیدم و نشستم.
بی اختیار وجودم پر از ترس شد.
ترس از تنهایی که بعد از رفتن همونی توی این خونه می‌پیچید.
همونی: امروز خيلی زود رفتی بیرون، بیدار شدم دیدم تو اتاقت نبودی.
" منو چک میکنه؟ "
با تعجب چشمام رو درشت کردم‌ و با لحنی که سعی داشتم عادی رفتار کنم گفتم:
ا/ت: رفته بودم سر خاک جين.
نگاهش به آنی پر اشک شد
همونی :پس چرا به من نگفتی منم باهات میومدم؟
ا/ت: خب راستش خواب بودید نخواستم از خواب بیدارتون کنم ولی ایندفعه حتما میبرمتون...
وقتی چشمای پر از اشک همونی رو دیدم بغض گلومو چنگ زد....نگاهم رو پایین انداختم.
شرم و عذاب وجدان و دیدن اشک های همونی منو خیلی آزار میداد...
☆☆☆
همونی رفته بود خونه سوهی خانوم و من تنها نشسته بودم توی اتاقم و روی تحقیقم کار میکردم
دیدگاه ها (۰)

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁴⁹.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁵⁰.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁴⁷.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ⁴⁶.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

رمان پارت ۵ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک به اعضا گفت که بیان خون...

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

خون آشام پنهان ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط