{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عشق تو چون گوی سراسیمه و مستیم

در عشق تو چون گوی سراسیمه و مستیم
وز شوق تو چون زلف تو آشفته وشانیم

در عشق تو، ای یار، اگر جان و اگر دل
خون می‌خوریم ، از عشق ما شیفتگانیم
دیدگاه ها (۰)

من از ازل در عشق یار انگار شیدا بوده ام

من از پاییز عشقت را به تابستان برم با درد

نوری در درون زبانه می کشد

لحظه به لحظه نزدیک می شوم به دیدار

دیدار جهان بی تو غم انگیز شد ، ای یار !انگار ، بهاری است که ...

عشق تویی یار تویی جان تویی گر بروی من چه کنم در غم فراق تو ا...

یار بین شمع دل افروخت ز کاشانه ای کیست جان ما سوخت بپرسید که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط