{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

( پارت ۵)
دیوونه دوست داشتنی 2

-نه، نمیخوام توی کرایه بهم کمک کنی بابا

_چرا؟!

-اخه من یه مدته که دارم پول پس انداز میکنم تا اگه یه موقعی لازم باشه
ازش استفاده کنم.

_به این میگن دختر مستقل

-حالا این که دیگه کار بزرگی نیست که...

_به هر حال امیدوارم که هر چه زودتر به ارزوت برسی ولی من دلم برات تنگ

میشه هااا

-بابا تو که همیشه سفر کاری هستی

_نه دیگه بهم گفتن اگه یه بار دیگه بری سفر کاری قراره منتقلم کنن همینجا
شهر خودمون و این سفر کاری هم قراره با مامانت برم قراره فردا صبح زود بریم.

-هوراااااا واقعا؟! این که خیلی عالیههه!

_اره عزیزم حالا بیا بریم شام بخوریم

*خلاصه هیکاری با باباش یه عالمه حرف زد و خندید و بعد رفت که بخوابه*

-هیکاری توی ذهنش:دلم برا باکوگو تنگ شد، بزار یه پیام بدم بهش

*گفت و گوی هیکاری و باکوگو توی گوشی*

-سلام جوجه تیغی من

*باکوگو خیلی زود جواب داد*

+سلام اوهیمه سامام

-چه زود جواب دادی انکار منتظر بودی پیام بدم، ای شیطون

+نه یعنی اره دلم برات یه ذره شده بود

-اهان که اینطور.... راستی فردا قراره مامان و بابام باهم برن سفر

+عه چه جالب قراره مامان منم فردا بره پیش بابام که رفته سفر کاری و خیلی دوره

-واقعا چه جالب شد

+خب عزیزم برو بخواب وقت خوابه

-باشه شب بخیر

+شب بخیر گل من

........
دیدگاه ها (۱)

والیپر انیمه

خودم درستش کردم چطوره؟

ببخشین انگار پاک شده😭( پارت ۶)دیوونه دوست داشتنی 2*صبح شد و ...

( پارت۹)دیوونه دوست داشتنی-اخه صبح حوصله نداشتم شونه کنم*همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط