دوستان شرمنده اصلا دوس نداشتم اینو الان تو پروفایلم بزار
دوستان شرمنده اصلا دوس نداشتم اینو الان تو پروفایلم بزارم ولی لازم شد
نفرین به گل کینه ، این شوم بد آئینه
پایان وفا اینه ، پایان وفا اینه
نفرین به گل کینه ، بی مسلک و بی دینه
تو باغچه خوشحالی ، تنها گل غمگینه
نفرین به گل کینه
باید بار سفر بست ، که هیچستان غمینه
باید از این گذر رفت ، مزار آباد همینه
تو فصل پوچ احساس ، طلا بوی شرافت
نمونده عاطفه انگار ، عجب از این رفاقت
باید بار سفر بست ، باید بار سفر بست
تو این نا مردمی ها ، چه مردونه نشستیم
دلو از کی گرفتیم ، به کی دلرو ببستیم
به این بن بست افکار ، چه زجر آور رسیدیم
ز بام رب ایثار ، چه ننگ آور پریدیم
باید بار سفر بست ، باید بار سفر بست
از اون که خون لیلی ، تو هر ذره تنش بود
وفا داری مرامش ، نجابت مسلکش بود
به اون که شرم عذرا ، فقط تو قصه هاش بود
صفای اهل وامق ، یه حرف پوچ براش بود
چه ساده دل رو دادیم ، چه مشکل ما گسستیم
باید بار سفر بست ، که هیچستان غمینه
باید از این گذر رفت ، مزار آباد همینه
مزار آباد همینه
نفرین به گل کینه ، این شوم بد آئینه
پایان وفا اینه ، پایان وفا اینه
نفرین به گل کینه ، بی مسلک و بی دینه
تو باغچه خوشحالی ، تنها گل غمگینه
نفرین به گل کینه
باید بار سفر بست ، که هیچستان غمینه
باید از این گذر رفت ، مزار آباد همینه
تو فصل پوچ احساس ، طلا بوی شرافت
نمونده عاطفه انگار ، عجب از این رفاقت
باید بار سفر بست ، باید بار سفر بست
تو این نا مردمی ها ، چه مردونه نشستیم
دلو از کی گرفتیم ، به کی دلرو ببستیم
به این بن بست افکار ، چه زجر آور رسیدیم
ز بام رب ایثار ، چه ننگ آور پریدیم
باید بار سفر بست ، باید بار سفر بست
از اون که خون لیلی ، تو هر ذره تنش بود
وفا داری مرامش ، نجابت مسلکش بود
به اون که شرم عذرا ، فقط تو قصه هاش بود
صفای اهل وامق ، یه حرف پوچ براش بود
چه ساده دل رو دادیم ، چه مشکل ما گسستیم
باید بار سفر بست ، که هیچستان غمینه
باید از این گذر رفت ، مزار آباد همینه
مزار آباد همینه
- ۵۷۹
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط