ببخش اگر که به ابروی خود خم آوردم
ببخش اگر که به ابروی خود خم آوردم
نخواستم که بفهمی ،ولی کم آوردم
منی که اینهمه دور از تو بوده ام حالا
همینکه آمده ام با خودم غم آوردم
بهاربودم و پاییز خسته ام کرده ست
بهشت خواسته بودی،جهنم آوردم
چرا همیشه خلاف دلم رقم خورده ست
هرآنچه خواسته بودی،فراهم آوردم
هزارسال به یاد تو زندگی کردم
همینکه لحظه دیدار شد کم آوردم
نخواستم که بفهمی ،ولی کم آوردم
منی که اینهمه دور از تو بوده ام حالا
همینکه آمده ام با خودم غم آوردم
بهاربودم و پاییز خسته ام کرده ست
بهشت خواسته بودی،جهنم آوردم
چرا همیشه خلاف دلم رقم خورده ست
هرآنچه خواسته بودی،فراهم آوردم
هزارسال به یاد تو زندگی کردم
همینکه لحظه دیدار شد کم آوردم
- ۴۳۱
- ۱۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط