{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*

*
خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارم
هوای گریه زیاد است شانه کم دارم

چه خوب شد که رسیدی هوا غزل خیز است
علی الخصوص.. تو را در برابرم دارم  مرا ببخش که تلخ است و باب میلت نیست
مرا ببخش اگر گونه های نم دارم  دلیل اینهمه غربت.. دلیل بی کسی ام
رفاقتی ست که با دفتر و قلم دارم  دو استکان ببر از طعم واژه ها پر کن
بِچش بچش که بفهمی چه قدر غم دارم  به شوق آمدن تو غزل دم آوردم
نفس بریده ام وقافیه کم آوردم  بِچش که یخ زده ای احتراق می چسبد
بِچش که قافیه.. لب سوز و داغ می چسبد  بِچش مگر تو از این درد باخبر بشوی
کنار منقل احساس شعله ور بشوی  مذاق یخ زده را گرم و زعفرانی کن
عروض را بشکن.. شعر را روانی کن  بگو کنار منی در صدای هر فریاد
بگو که فاتح گنجی در این خراب آباد  بمان که حوصله ی شعر را به هم بزنیم
بمان که تا ته این کوچه را قدم بزنیم  قبول کن که زمان بد به روزم آورده ست
قبول کن که همین درد شاعرم کرده ست  شب است از خفقان کوره در سرم دارم
هوای گریه زیاد است..شانه کم دارم..!! 
دیدگاه ها (۵)

🤎🍂کنارم باش، این پاییزکنارم باش، می‌ترسم!خزان را دوست‌دارم م...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

ابلیس

P 24

پارت ۵

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط