{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان دفتر شعرم مرا گم کردی و رفتی

میان دفتر شعرم مرا گم کردی و رفتی
نوشتم بی تو میمیرم تبسم کردی و رفتی

نوشتم بی تو غمگینم نوشتم بی تو افسرده
مرا با این صفتها هم تجسم کردی و رفتی

نوشتم بعد تو شبها دل من ماند و غمها
تو با غمهای این شبها تفاهم کردی و رفتی

شنیدی عشق در قلبم عمیق و بی نهایت بود
گمانم بر دل کوچک ترحم کردی و رفتی

نوشتم بین صد واژه مرا پیدا کن و برگرد
میان شعرها اما مرا گم کردی و رفتی....
دیدگاه ها (۳)

از غمم با گُل پژمرده‌ی گلدان گفتمتلخ با چایی یخ‌کرده‌ی لیوان...

استاد شهریار:پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کندبلبل شوقم هوای ...

تو نبودی و به پاهای خدا افتادمدست بی رحم ترین ثانیه ها افتاد...

.خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شداشک ریزان دعا دست به دامان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط