{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😊😊

😊😊
آمده ام که بگویم منم
دختری از تبار صبوری
دختری از‌ نژاد عاشقی
و دختری از کشور دلتنگی
همان دخترک شیرین زبان چشم مشکی که حالا از شدت دلتنگی ات
به ستوه آمده است
همان دختر پاییز که لی لی حوضک بازی
میکرد و برگ های خشک همچون قلب ترک خورده اش زیر لگد های
بی قصد و غرض کودکانه اش خورد می‌شدند
آری!منم، آن دخترکی که از شدت حیایش دوست داشتنش را پنهان
و خودش برای زخمهایش مرحم میگذارد،اما هر سال باد پاییزی
می‌وزد و ساز دلش را ناکوک و زخمشهایش را باز می‌کند و او را با دنیایی انتظار و بغض رها می‌کند
تا دخترک باز هم مردانه روی پاهای خودش بایستد و به دنیا بفهماند
که اگر او بخواهد هیچ کس ذره ای از حالش را درک نخواهد کرد
حتی باران های پاییزی که با او هم قدم می‌شوند و با اشک های روی صورتش مسابقه میدهند
حتی پاییزهم از ناراحتی من دلش میشکند
برگ ها یکی پس از دیگری زرد و نارنجی می‌شوند
درختان دیگر میلی به نگه داشتن برگ هایشان ندارن
بغض رویا درختان را هم به اشک وا می‌دارد
پاییز قشنگ
خوش اومدی
همراه با کلی حال خوب و قشنگ
حس دوری و دلتنگی خوش اومدی
پاییز تون زیبا🍂🍂🍁🍁
# زیبا
#خاص
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﺷﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﺴﺖاما ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﭼﭗ ﺳﯿﻨﻪ ﺷﺎﻥ ﻣ...

نَہ برگِ گلے …🍁 بہ شاخہ‌ها مےماند 🍂 نَہ هیچ ڪَسے بہ جز …🍁خــ...

هیچ‌ کس در این دنیا،کامل و پاک نیست …اگر از مردم …بخاطر اشتب...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شودگاهی نمی شود که نمی شود که ن...

هان روی بالکن ایستاده بود و شبنم روی نرده های فلزی سرد رو لم...

تنها فکری که بیشتر ات را به سمت خودش می‌کشاند... یون‌وو بود ...

چه میشه گفت زندگی همچنین ادامه داشت با وجود تنهایی جدایی باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط