پارت
پارت15
ساعت8:45
همه پسرا وارد پایگاه شدن...ولی متوجه شدن کسی توی سالن نیست و ات و شوگا تو اتاقاشونن...
جیمین:عه..پس شوگا و ات کجان؟
نامجون:حتما تو اتاقاشونن
یوجون:من میرم بیینم هستن یا نه!
جین:فقط توی اتاق شوگا برو توی اتاق ات نرو شاید سر و وضع درستی نداشته باشه
یوجون:خب در میزنم
جین :شاید خواب باشه گناه داره
یوجون:باشه
یوجون به طرف طبقه بالا حرکت کرد ... پشت در اتاق شوگا ایستاد و درو باز کرد...با صحنه ای که دید دهنش خشک شد...ات کنار شوگا خوابیده بود و سر و دستش روی سینه شوگا بود و جفتشون غرق خواب بودن...سریع درو بست و با وحشت به طرف پایین رفت..
تهیونگ:چته یوجون چرا وحشت زده ای؟
یوجون:باباید...بیاید..ببینید...پشماتون..میریزه
ویو ات
با احساس اینکه تو بغل یکیم بیدار شدم...تا چشمامو باز کردم با صورت گربهای شوگا مواجه شدم و فهمیدم دستم روی سینشه...اونم بیدار شد...جفتمون پشمامون ریخته بود...به خودم اومدمو بلند شدم...
ات:وای نه من اینجا خوابیدم؟
یهو صدای درو شنیدیم...رفتم زیر پتو قایم شدم...شوگا بلند شد و کنار پتوم گفت
شوگا:هیشش
ویو شوگا
سریع رفتم درو باز کردم که با بچه ها مواجه شدم...وای حالا چیکار کنم؟
شوگا:سلام بچه ها
درو بستمو از اتاق اومدم بیرون
نامجون:سلام اون اته؟
شوگا:اره ملافه تختش کثیف شده بود گفتم بیاد اینجا بخوابه...
جین:خب اینجا کلی اتاق و تخت دیگه هم بود چرا تو ی یکی دیگه از این اتاق ها نخوابید؟
شوگا:میترسید اونا هم کثیف شن
نامجون:شوگا خودت میدونی خوابیدن کنار دختر اولین قانون کمپانی رو زیر سوال میبره
شوگا:اشکال نداره الان بیدارش میکنم
بچه ها رفتن من درو باز کردم و رفتم داخل اتاق...دیدم نشسته رو زمین و پتو رو کشیده رو سرش...مطمئن بودم خیلی خجالت کشیده...وقتی خجالت میکشه کیوت میشه..پتو رو از روی سرش کشیدم که سرش رو پایین برد...روی پتو نشسته بود
شوگا:ات اگه زحمتی برات نمیشه بلند شو ببینم پتو کثیف شده یا نه؟
با شندیدن این حرفم محکم پتو رو چسبید...پتو رو کشیدم که یهو افتادم روی تخت و اتم افتاد روم...فاصلمون میلی متری بود...تو همون موقع جیمین وارد شد...ای خدا دیگه قراره چقدر آبروم بره؟جفتمون بهش نگاه کردیم..
ویو جیمین
میخواستم برم ببینم شوگا مرغ میخوره یانه
جیمین:داداش تو مرغ میخو...*ات و شوگا رو توی اون حالت دید*...آها پس داداش شوگا اینجا نیست حتما بیرونه*رفت بیرون و خودشو زد به اون راه*
ویو شوگا:زود از هم جداشدیم...ات پتو رو گرفت تا بشورتش.......
......................
خب خب بچه ها حمایت یادتون نره هاا یه دوتا کامنتم بزارین ناراحت نمیشم کامنتا انگار کویر😂😂😂❤️❤️❤️
ساعت8:45
همه پسرا وارد پایگاه شدن...ولی متوجه شدن کسی توی سالن نیست و ات و شوگا تو اتاقاشونن...
جیمین:عه..پس شوگا و ات کجان؟
نامجون:حتما تو اتاقاشونن
یوجون:من میرم بیینم هستن یا نه!
جین:فقط توی اتاق شوگا برو توی اتاق ات نرو شاید سر و وضع درستی نداشته باشه
یوجون:خب در میزنم
جین :شاید خواب باشه گناه داره
یوجون:باشه
یوجون به طرف طبقه بالا حرکت کرد ... پشت در اتاق شوگا ایستاد و درو باز کرد...با صحنه ای که دید دهنش خشک شد...ات کنار شوگا خوابیده بود و سر و دستش روی سینه شوگا بود و جفتشون غرق خواب بودن...سریع درو بست و با وحشت به طرف پایین رفت..
تهیونگ:چته یوجون چرا وحشت زده ای؟
یوجون:باباید...بیاید..ببینید...پشماتون..میریزه
ویو ات
با احساس اینکه تو بغل یکیم بیدار شدم...تا چشمامو باز کردم با صورت گربهای شوگا مواجه شدم و فهمیدم دستم روی سینشه...اونم بیدار شد...جفتمون پشمامون ریخته بود...به خودم اومدمو بلند شدم...
ات:وای نه من اینجا خوابیدم؟
یهو صدای درو شنیدیم...رفتم زیر پتو قایم شدم...شوگا بلند شد و کنار پتوم گفت
شوگا:هیشش
ویو شوگا
سریع رفتم درو باز کردم که با بچه ها مواجه شدم...وای حالا چیکار کنم؟
شوگا:سلام بچه ها
درو بستمو از اتاق اومدم بیرون
نامجون:سلام اون اته؟
شوگا:اره ملافه تختش کثیف شده بود گفتم بیاد اینجا بخوابه...
جین:خب اینجا کلی اتاق و تخت دیگه هم بود چرا تو ی یکی دیگه از این اتاق ها نخوابید؟
شوگا:میترسید اونا هم کثیف شن
نامجون:شوگا خودت میدونی خوابیدن کنار دختر اولین قانون کمپانی رو زیر سوال میبره
شوگا:اشکال نداره الان بیدارش میکنم
بچه ها رفتن من درو باز کردم و رفتم داخل اتاق...دیدم نشسته رو زمین و پتو رو کشیده رو سرش...مطمئن بودم خیلی خجالت کشیده...وقتی خجالت میکشه کیوت میشه..پتو رو از روی سرش کشیدم که سرش رو پایین برد...روی پتو نشسته بود
شوگا:ات اگه زحمتی برات نمیشه بلند شو ببینم پتو کثیف شده یا نه؟
با شندیدن این حرفم محکم پتو رو چسبید...پتو رو کشیدم که یهو افتادم روی تخت و اتم افتاد روم...فاصلمون میلی متری بود...تو همون موقع جیمین وارد شد...ای خدا دیگه قراره چقدر آبروم بره؟جفتمون بهش نگاه کردیم..
ویو جیمین
میخواستم برم ببینم شوگا مرغ میخوره یانه
جیمین:داداش تو مرغ میخو...*ات و شوگا رو توی اون حالت دید*...آها پس داداش شوگا اینجا نیست حتما بیرونه*رفت بیرون و خودشو زد به اون راه*
ویو شوگا:زود از هم جداشدیم...ات پتو رو گرفت تا بشورتش.......
......................
خب خب بچه ها حمایت یادتون نره هاا یه دوتا کامنتم بزارین ناراحت نمیشم کامنتا انگار کویر😂😂😂❤️❤️❤️
- ۱.۳k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط