{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گردان ما برادری بود که همیشه عادت داشت پیشانی شهدا را

در گردان ما برادری بود که همیشه عادت داشت پیشانی شهدا را ببوسد

وقتی شهید شد بچه ها تصمیم گرفتند پیشانی او را غرق بوسه کنند

پارچه را که کنار زدیم نعش بی سر او دل ما را آتش زد...
دیدگاه ها (۱۴)

نفري پنج صلوات،التماس دعااللهم صل علي محمد وال محمد

افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریختوقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت...

ک دلنوشته نه بهتر است بگویم خون نوشته من آنروز یک عشق داشتم ...

ساعت یک و دو نصف شب بود. صدای شُرشُر آب می آمد. یکی ظروف رزم...

🔻کمتر زمانی بود که #نماز_اول_وقت ایشان ترک شود و همیشه با وض...

بوسیدن تصویر شهید حبیب باقری توسط شهید محمود نجفی وسط مسابقه...

از مهمونی تا صبح.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط