{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار هم غزل خوردیم و با خودکار رقصیدیم

کنار هم غزل خوردیم و با خودکار رقصیدیم

هوا رفتیم و مثل ابر ِدر شلوار رقصیدیم


هوا بد بود...روی چشم هامان دود پاشیدند

هوا تاریک شد، در آتش سیگار رقصیدیم


به ما گفتند:ممنوع است،ممنوع است،ممنوع است!

به ما گفتند ممنوع است...با اصرار رقصیدیم!


زمین خوردیم و روی خاک،صدها پا عقب رفتیم

زمین خوردیم و در تاریخ صدها بار رقصیدیم


فعولن فع...تتن تن...فاعلاتُن...دُم تکان دادیم

عقب رفتیم و دراین بحر ناهموار رقصیدیم


تکان خوردیم در نُت های قرمز رنگ یاسایی

مغول خندید... روی دامن اُترار رقصیدیم


بخارا شعله می شد، خون نیشابور نی می زد

عقب رفتیم و روی نیزه ی تاتار رقصیدیم


عقب رفتیم:اسکندر میان صور، دف می زد

عقب رفتیم و بین آتش و دیوار رقصیدیم


عقب رفتیم:ما را قرمطی خواندند، افتادیم...

خلیفه سکه می انداخت، در دربار رقصیدیم
دیدگاه ها (۰)

تنهایی من رنگ غمگین خودش را داشتیک جور دیگر بود، آیین خودش ر...

قسمتت بود پیرتر بشویرنگ افسوس، طرح غم باشیبه تو هربار سوءظن ...

برای من بگو خواب کسی را باز می بینی؟کسی آیا کنارت هست در روی...

تو بانوی غمهای عمیقیشعرهای غمگینکلمات جانگدازبا چشمانت می تو...

The sound of bells part5

عشق ممنوع part=۲۵(پشت بوم قلعه آرین – نیمه شب، ادامه مستقیم)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط