{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 1

part 1
فصل 2
برادر ناتنی
یک ماه از سوال ات از جیمین میگذره وات کلا بیخیال حرف جیمین میشه جیمین عاشق ات شده ولی ات هنوز نمیدونه
ویو ات
از ازدواج مامانم با ناپدریم یک ماهی میگذره زندگی خوبی داریم تازگیا فهمیدم که ناپدریم ی پسر داره که انگار باهم رابطه خوبی ندارن ولی نمیدونم چرا این پسر اصلا نمیاد به پدرش سر بزنه؟؟؟
کنجکاوم ببینمش......جیمین الان یک ماهه شده دست راست اقای سو برای همین همو کمتر میبینیم... احساس میکنم که جیمین دنبال ی چیزیه ی مدرک ی برگه خیلی ازش صوتی دیدم انگار میخواد چیزی رو پیدا کنه ـ... ـ... . ...... . امشب ی مهمونی داریم برای ناپدریمه همه فک وفامیلای ما و اون قراره بیان انگار پسرشم میاد خیلی کنجکاوم ببینمش
داشتم داخل سالن بخش راه میرفتم که باصدای جیمین وایسادم
جیمین: سلام ناهار خوردی
ات: عاممم اره
جیمین: اها
ات: خب من میرم دیگه
جیمین: ات
ات: هوم?
جیمین: اسپرت یا کت و شلوار؟
ات: کت شلوار
جیمین: باشه فعلا
ات: فعلا.... این چش بود«چش نیست ابروعه🙃»
ویو خونه:
رفتم خونه و ی دوش گرفتم ی کم خوابیدم بیدار شدم لباسم رو پوشیدم«عکس میزارم» و ارایشم رو کردم موهام رو دم اسبی بستم یکم واسه خودم چسی اومدم و ی عطر شیرین هم زدم و رفتم پایین «ات الان اون خونه قبلیشونه ولی خونه نا پدریش زندگی میکنه» سوار ماشین شدم به سمت عمارت حرکت کردم ...

.
.
.
.
.
.
. .
.
ات: بلاخره رسیدم تزعینات خونه عالی شده بود وارد که شدم به همه سلام کردم و رفتم سر میز نشستم
م. ات:مینوشی
ات: یکم
م. ات: ات لباست از پایین خرابه
ات: الان درستش میکنم....... رفتم دستشویی لباسم رو مرتب کردم اومدم نشستم روی میز........
عاممممـــــ...... پدر..... پسرتون نیومده!؟؟؟؟
ناپدری: چرا اومده ولی نمیدونم کجا رفت
م. ات: وای ات خیلی پسر جذابی بود باید میدیدیش
ات: واقع!؟
م. ات: ارع
ات: باوشه.............. بعد از نوشیدن و خوردن و رقصیدن خسته شدم ورفتم تو حیاط ی قدمی بزنم ......
.
.
.
.
.
روی تاب نشستم با چشمام حیاط رو دنبال میکردم متوجه پسری قد بلند و خش تیپ که پشتش بهم بود شدم چقدر اشنا بود بلند شدم و رفتم جلو دستم رو روی شونش گذاشتم برگشت و بهم نگاه کرد که چیییییییییییی؟؟؟؟؟؟!!؟؟!

مرض دارم اینجا تمومش میکنم اقا من الزایمر دارم 😂
چی کنم ✓☆
عاممممم
تا پارت بعد همینطور شاد پر انرژی وخفن بمونید😑🥲❤️‍🩹😂
دیدگاه ها (۰)

کاور فصل جدیدفصل دوم برادر ناتنیداخل گروه رو بیکام عضو میشی ...

تیتراژپایان فصل اول

part 4برادر ناتنی ات: دوربین افتاد وهزار تیکه شد...............

part 1برادر ناتنی ات: مامان دارم بهت میگن من از ازدواج شما ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط