فصل دوم
فصل دوم
part 2
برادرناتنی
ات: چییییییییی؟؟؟
جیمینااااا تو اینجا چکار میکنی؟
جیمین:عه ات تو اینجا جکار میکنی؟؟
ات: من اول پرسیدم
جیمین: این جشنو پدرم گرفته
ات: چـ..... چـ... یـ.. چی پدرت؟
جیمین: چرا لکنت گرفتی خوبی؟
ات:جیمین الان داری میگی پدرت جانگ هوعه؟؟؟؟؟؟
جیمین: اارع میشناسیش؟؟
ات: هه جیمین من مامانم با بابات ازدواج کرده؟«کلافه یکم خنده»
جیمین: چییییییی؟؟؟؟؟
ات: چرا تا الان نفهمیده بودم
جیمین: چون تا الان منو اینجا ندیده بودی
ات: الان تـ...
جیمین: برادر ناتنیتم
ات: اره ولی چقدر حیف شد
جیمین: چرا.؟؟
ات: تو بهترین دوستم بودی
جیمین: ات اون فیلیکس نیست؟
ات: عااا اره مادرم خواست که بیاد
جیمین: عا اها ولی اون دختره کیه!؟؟؟؟
ات: دختر عمویه توعه دیگه این کنه چسبیده بهش
جیمین: خب الان ناراحت نیستی
ات: نه بهم گفت داخل کارش دخالت نکنم منم گفتم تو داخل کارام دخالت نکن
جیمین: هی ات میخوای تلافی کنی داره میاد سمتمون
ات: بیخیال بابـ.......
ادمین بدبخت: جیمین ات رو از کمر میگیره اونو به خودش میچسبونه و صورتش رو نزدیک صورت ات میکنه برای یک دقیقه باهم چشم تو چشم میشن جیمین میره که ات رو ببوسه که فیلیس ازهم جداشون میکنه
فیلیکس: ات داری چه غلطی میکنی
جیمین: مگه تو از دخترای دیگه کیس میگیری اون کاری باهات داره
فیلیکس: تو دخالت نکن
ات: خب راست میگه تو اون دختره بیست و چهاری داری همو میمالید من چیزی میگم در ضمن گفتم کاری به کارم نداشته باش
فیلیکس: میخوای بازی کنی کیم ات؟
ات: بله انامی فیلیکس
فیلیکس: بچرخ تا بچرخیم
ات: سرت گیج نره
فیلیکس: میبینیم
ات: روبه جیمین کردم دیدم خمار نگام میکنه پیش خودم گفتم الان باید بزنم به چاک
عام جیمینا من دیگه میرم
جیمین: کجا اون نزاشت ازت لبـ...
ات: میبینمت«فرار😑»
جیمین: هیییی
ات: رفتم داخل سالن و با چند تا از فامیلا اشنا شدم جیمین بینشون چقدر محبوبه همه از جذابیتش تعریف میکنن رفتم روی میز نشستم قرار بود برنامه داشته باشیم ی گروه رقص قرار بود اجرا کنن برای همین همه جمع ده بودن چراغ هاهم خاموش بود ولی متوجه شدم جیمینم اومد نشست روی صندلی طولی نکشید که اهنگ شروع شد منم این اهنگ رو بلدمممممممم چـــــــــــ CHoom ـــــــــــوم«ها ها ها تلس چوم 🥲»
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆★☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆سلام بچه ها من این چند وقت که پارت نزاشتم متاسفانه گوشیم شکسته بود شمنده🥲💯🥺🫴🏻
part 2
برادرناتنی
ات: چییییییییی؟؟؟
جیمینااااا تو اینجا چکار میکنی؟
جیمین:عه ات تو اینجا جکار میکنی؟؟
ات: من اول پرسیدم
جیمین: این جشنو پدرم گرفته
ات: چـ..... چـ... یـ.. چی پدرت؟
جیمین: چرا لکنت گرفتی خوبی؟
ات:جیمین الان داری میگی پدرت جانگ هوعه؟؟؟؟؟؟
جیمین: اارع میشناسیش؟؟
ات: هه جیمین من مامانم با بابات ازدواج کرده؟«کلافه یکم خنده»
جیمین: چییییییی؟؟؟؟؟
ات: چرا تا الان نفهمیده بودم
جیمین: چون تا الان منو اینجا ندیده بودی
ات: الان تـ...
جیمین: برادر ناتنیتم
ات: اره ولی چقدر حیف شد
جیمین: چرا.؟؟
ات: تو بهترین دوستم بودی
جیمین: ات اون فیلیکس نیست؟
ات: عااا اره مادرم خواست که بیاد
جیمین: عا اها ولی اون دختره کیه!؟؟؟؟
ات: دختر عمویه توعه دیگه این کنه چسبیده بهش
جیمین: خب الان ناراحت نیستی
ات: نه بهم گفت داخل کارش دخالت نکنم منم گفتم تو داخل کارام دخالت نکن
جیمین: هی ات میخوای تلافی کنی داره میاد سمتمون
ات: بیخیال بابـ.......
ادمین بدبخت: جیمین ات رو از کمر میگیره اونو به خودش میچسبونه و صورتش رو نزدیک صورت ات میکنه برای یک دقیقه باهم چشم تو چشم میشن جیمین میره که ات رو ببوسه که فیلیس ازهم جداشون میکنه
فیلیکس: ات داری چه غلطی میکنی
جیمین: مگه تو از دخترای دیگه کیس میگیری اون کاری باهات داره
فیلیکس: تو دخالت نکن
ات: خب راست میگه تو اون دختره بیست و چهاری داری همو میمالید من چیزی میگم در ضمن گفتم کاری به کارم نداشته باش
فیلیکس: میخوای بازی کنی کیم ات؟
ات: بله انامی فیلیکس
فیلیکس: بچرخ تا بچرخیم
ات: سرت گیج نره
فیلیکس: میبینیم
ات: روبه جیمین کردم دیدم خمار نگام میکنه پیش خودم گفتم الان باید بزنم به چاک
عام جیمینا من دیگه میرم
جیمین: کجا اون نزاشت ازت لبـ...
ات: میبینمت«فرار😑»
جیمین: هیییی
ات: رفتم داخل سالن و با چند تا از فامیلا اشنا شدم جیمین بینشون چقدر محبوبه همه از جذابیتش تعریف میکنن رفتم روی میز نشستم قرار بود برنامه داشته باشیم ی گروه رقص قرار بود اجرا کنن برای همین همه جمع ده بودن چراغ هاهم خاموش بود ولی متوجه شدم جیمینم اومد نشست روی صندلی طولی نکشید که اهنگ شروع شد منم این اهنگ رو بلدمممممممم چـــــــــــ CHoom ـــــــــــوم«ها ها ها تلس چوم 🥲»
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆★☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆سلام بچه ها من این چند وقت که پارت نزاشتم متاسفانه گوشیم شکسته بود شمنده🥲💯🥺🫴🏻
- ۳۴۴
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط