{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گونه هاي تر من،

گونه هاي تر من،
دست پر از مهر کسي را حس کرد...!
سر من ناز و نوازشها ديد...!
يک نفر نام مرا زيبا برد...!
و به اندازه ي قلبم،
دل او نيز تپيد..!
شب سرديست و من با دل سرد به خودم ميگويم:
خبري نيست بخواب
باز هم خواب محبت ديدي...
دیدگاه ها (۳)

«سلام به همه دوستان خوب و همیشگی‌ام…پیام‌هاتان را دیدم؛ از ا...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...مکنه لاین]جیمین:تو خواب ...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

سناریو جدید

جونگکوک عزیزم ۲۹ سالگیت رو از صمیم قلب تبریک می‌گم🐰🎂در این ر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط