{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم

در خیالی که گرفتار تو شددام شوم

بی هوا بوسه مزن بر رخ من

بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم
بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم

پنجره باز کن نغمه بزن بر خورشید

من به شوق پرستو به این بام شوم

وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر

تا که من همره آن یار دلارام شوم....
دیدگاه ها (۸)

الهی، آفتاب تابانت امروز نیز برآمد از پشت پنجره نگاهم ،تا فر...

دوست دارم با تو باشم عیب این خواهش کجاست؟با تو بودن ، شعر خو...

من عاشق چشمان فریبای تو هستمدلباخته ی سیرت زیبای تو هستمدر ب...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

عشق پنهانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط