{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شبــم نالهٔ زاریست که گفتن نتوان

هر شبــم نالهٔ زاریست که گفتن نتوان
زاری از دوری یاریست که گفتن نتوان

بی مهِ روی تو ای کوکب تابنـــده مرا
روز روشن شب تاریست که گفتن نتوان
دیدگاه ها (۱)

شـــــراب حاضـر و معشوق مست و مــن عـاشق ز مـن مـدار تـوقـ...

مائیم و خیال یار و این گوشه ی دل...

ای نگارین چند فرماییٖ شکیبایی مرابا غم عشقت کجا در دل شکیبای...

گر به صد منزل ،فراق افتد میان ما و دوست همچنانش درمیان جان ش...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

عاشقانه های شبنم

نیمه‌شب، ماه تنها، در حوض سکوت شناور بود.خورشید آمد،با هزارا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

گفتم:یا صاحب الزمان بیا...گفت: مگر منتظریگفتم:بله آقا منتظرم...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط