{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم دفتر خالم اونجا پرینتر بود گفتم برام اینارو د

امروز رفتم دفتر خالم اونجا پرینتر بود گفتم برام اینارو در اورد خخخخخ عاشقشونم بعد خالم انقد مسخرم کرد
دیدگاه ها (۲)

...

روزمون مبارک

don't touch it...

بووووس بوووووس

رفتم روبروش گفتم سلام گفتم یه دو میگیرید عکس بگیرم ازتون؟با ...

دیدم یه خانمی داشت سربالایی کامرانیه رو با سختی می‌رفت، گفتم...

پارت ۴ از رمان عشق یا نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط