{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی؟؟؟؟

شبی گفتم به قلیانم که از جانم چه میخواهی؟؟؟؟
نوشت با خط دود خود
به دردت میخورم گاهی تو بر من مینهی آتش که درد خود کنی تسکین
من بیچاره میسوزم تو از حالم چه میدانی؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

هــــــــيچوقتــــــــ دلـــــم نخواستــــــ دشـــــــــــمن...

lik....

چشم از قلب شکایت کرد و گفت: تو چرا عاشق میشوی و من باید اشک ...

گفت :دوستت دارم. گفتم چقدر؟ گفت یه دنیا...! وقتی رهایم کرد پ...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

#in_your_eyespart_81ویو کایلادو روز گذشته بود...حالم خیلی به...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط