{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش سر بسته، کاری کن بسوزانی لبم

گفتمش سر بسته، کاری کن بسوزانی لبم

رفت و یک لیوان برایم چایی لب سوز ریخت!!!..
دیدگاه ها (۱)

زیرکی گفتم ز این احوال زیر لب خندید و گفتصد روزی بود عجب کار...

خدایاهیچ کاری برایم سهل نشد مگر با عنایت توهیچ باری از دوشم ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

فلن یکی از خوشمزه ترین دسراییه که بشر به رسپیش دست پیدا کرده...

پارت پنجمبعد پنج دقیقه سئومی برگشتم اما به جای هشت لیوان هفت...

پارت هفدهم

نیاز به ادمین فروش هستیم

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_72+ منو تنبیه کن ولی با اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط