{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لااقل، صبرکن از عطرتنت سیرشوم

لااقل، صبرکن از عطرتنت سیرشوم
ماهِ من باشی و من آه کشان پیرشوم

لشگری دست، به گیسوی سیاهت بکشم
ساعتی جنگ کنم، بعد زمین گیر شوم

کوچاکوچ مسلم رستمی
دیدگاه ها (۴)

:مینویسم تا بخوانی با دو چشم منتظر دلبرم باز این دلم،چندیست ...

تو صدای خودت را نشنیده ای! وگرنه درک میکردیکه یک جانم توچگون...

یخبندانیست درون چشمانت !امان از این عصر ،که تمامی ندارد ...ت...

عکاس خودمانتظار دیوانه ام میکند ،وقتی از زمان حرف میزنی ...م...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۵

سفیر کبیر Grand Ambassador

خیالش باز، شعری بر لبم بی اختیار آوردکه اوصاف علی طبع مرا ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط