part rose white
part(9) 🤍rose white🤍
14[April]2020
"نیمه شب ساعت 02:34 در عمارت جئون"
دقیقا 24 ساعت از دزدیده شدن معشوقه جئون"ا/ت"میگذشت اما برای جئون هر دقیقه و ثانیه اش سالها میگذشت...
تمامی نیروهای جئون در کل کره پراکنده شده بودن و به قدری موضوع جدی شده بود که تمامی رسانه ها و برنامه های خبری دنیا از دزدیده شدن معشوقه جئون جونگکوک حرف میزدن..معشوقه ای که تنها وقت 24 ساعت از ناپدید شدنش میگذشت اما تو همون مدت زمان کم کل کره رو درگیر کرده بود...
جئون در اتاقش روی مبل چرمی سیاه رنگی نشسته بود و مشروب میخورد...اولین لیوان..دومین لیوان..سومین لیوان..چهارمین لیوان و...ولی همچنان بازم میخواست بخوره میخواست انقدر بخوره و مست شه که برای ثانیهم که شده فراموش کنه...فراموش کنه که معشوقش رو دزدیدن..فراموش کنه که معشوقش الان پیشش نیست..فراموش کنه که الان از حال معشوقش خبری نداره....
پسرک بلخره بعد چندین ساعت جست و جوی مداوم تونست مدارکی از برایان پیدا کنه که ا/ت رو کجا برده..
با عجله به سمت اتاق رییس یا شایدم دوستش پا تند کرد تا خبری که مطمعن بود باعث میشه جئون حدقل یکم اروم بگیره رو بهش بده...وقتی به جلو در رسید ایستاد و لباشس رو مرتب کرد و تقه ای به در زد..
تق تق تق..
تهیونگ وقتی دید صدایی از جونگکوک بلند نمیشه در رو باز کرد که به محض باز کردنش بوی مشروب و سیگار به دماغش خورد بوش به قدری تند بود که جلو دماغش رو گرفت و چشمش به جئونی که از شدت مست بودن رو کاناپه خوابش برده بود خورد..
تهیونگ:نگاش کن تورو خدا...نوچ نوچ نوچ...هوی..با توعم...بیدار شو الان وقت کپیدن نیست..
جئون تکونی خورد و چشماش رو کمی باز کرد از اونجایی که ظرفیت خیلی بالایی داشت معمولا زیاد مست نمیشد..با دیدن تهیونگ بالا سرش چشماش رو دوباره بست و لب زد..
جونگکوک:باز چیه..
تهیونگ:ههی...منو ببین از دیشب تا حالا واسه کی داشتم کار میکردم..
جونگکوک:دو تا گزینه بهت میدم..یا حرفت و بزن یا گمشو..(سرد،جدی)
تهیونگ:واقعا بهم برخورد...
جونگکوک:اگه نمیخوای حرف بزنی پس زود تر گمشو..
تهیونگ:باشه پس خودت خواستی...اومدم بهت بگم جای ا/ت..نه ببخشید منظورم معشوقتون بود رو پیدا کردم..ولی خوب انگا...
پسرک تا اسم ا/ت رو شنید چشماش رو با شدت باز کرد و سرش رو سمت تهیونگ برگردوند و از جاش بلند شد..
جونگکوک:کجا...کجاست؟..
تهیونگ:تو که گفتی گم شم چی شد پس؟..
جونگکوک نگاه برزخی ای به تهیونگ کرد که تهیونگ فهمید باید خفه شه...
تهیونگ:توی یه ویلا داخل هیوندانگ...اما نمیتونیم ریسک کنیم..برایان کل افرادش رو تو اون ویلا جمع کرده و برا محافظت از اونجا سنگ تموم گذاشته....
جونگکوک:پی باید چیکار کنیم؟..نمیتونیم همینطور منتظر بمونیم..اگه..اگه بخواد به ا/ت..
تهیونگ وسط حرف جونگکوک پرید و لب زد..
تهیونگ:تا جایی که ممکنه حواسم به ا/ت هست الان برایان و افرادش گوش به زنگ وایسادن و از هر لحاض امادن..
پایان(9)part
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
بلخرهههه پارت جدید و گذاشتمممم
14[April]2020
"نیمه شب ساعت 02:34 در عمارت جئون"
دقیقا 24 ساعت از دزدیده شدن معشوقه جئون"ا/ت"میگذشت اما برای جئون هر دقیقه و ثانیه اش سالها میگذشت...
تمامی نیروهای جئون در کل کره پراکنده شده بودن و به قدری موضوع جدی شده بود که تمامی رسانه ها و برنامه های خبری دنیا از دزدیده شدن معشوقه جئون جونگکوک حرف میزدن..معشوقه ای که تنها وقت 24 ساعت از ناپدید شدنش میگذشت اما تو همون مدت زمان کم کل کره رو درگیر کرده بود...
جئون در اتاقش روی مبل چرمی سیاه رنگی نشسته بود و مشروب میخورد...اولین لیوان..دومین لیوان..سومین لیوان..چهارمین لیوان و...ولی همچنان بازم میخواست بخوره میخواست انقدر بخوره و مست شه که برای ثانیهم که شده فراموش کنه...فراموش کنه که معشوقش رو دزدیدن..فراموش کنه که معشوقش الان پیشش نیست..فراموش کنه که الان از حال معشوقش خبری نداره....
پسرک بلخره بعد چندین ساعت جست و جوی مداوم تونست مدارکی از برایان پیدا کنه که ا/ت رو کجا برده..
با عجله به سمت اتاق رییس یا شایدم دوستش پا تند کرد تا خبری که مطمعن بود باعث میشه جئون حدقل یکم اروم بگیره رو بهش بده...وقتی به جلو در رسید ایستاد و لباشس رو مرتب کرد و تقه ای به در زد..
تق تق تق..
تهیونگ وقتی دید صدایی از جونگکوک بلند نمیشه در رو باز کرد که به محض باز کردنش بوی مشروب و سیگار به دماغش خورد بوش به قدری تند بود که جلو دماغش رو گرفت و چشمش به جئونی که از شدت مست بودن رو کاناپه خوابش برده بود خورد..
تهیونگ:نگاش کن تورو خدا...نوچ نوچ نوچ...هوی..با توعم...بیدار شو الان وقت کپیدن نیست..
جئون تکونی خورد و چشماش رو کمی باز کرد از اونجایی که ظرفیت خیلی بالایی داشت معمولا زیاد مست نمیشد..با دیدن تهیونگ بالا سرش چشماش رو دوباره بست و لب زد..
جونگکوک:باز چیه..
تهیونگ:ههی...منو ببین از دیشب تا حالا واسه کی داشتم کار میکردم..
جونگکوک:دو تا گزینه بهت میدم..یا حرفت و بزن یا گمشو..(سرد،جدی)
تهیونگ:واقعا بهم برخورد...
جونگکوک:اگه نمیخوای حرف بزنی پس زود تر گمشو..
تهیونگ:باشه پس خودت خواستی...اومدم بهت بگم جای ا/ت..نه ببخشید منظورم معشوقتون بود رو پیدا کردم..ولی خوب انگا...
پسرک تا اسم ا/ت رو شنید چشماش رو با شدت باز کرد و سرش رو سمت تهیونگ برگردوند و از جاش بلند شد..
جونگکوک:کجا...کجاست؟..
تهیونگ:تو که گفتی گم شم چی شد پس؟..
جونگکوک نگاه برزخی ای به تهیونگ کرد که تهیونگ فهمید باید خفه شه...
تهیونگ:توی یه ویلا داخل هیوندانگ...اما نمیتونیم ریسک کنیم..برایان کل افرادش رو تو اون ویلا جمع کرده و برا محافظت از اونجا سنگ تموم گذاشته....
جونگکوک:پی باید چیکار کنیم؟..نمیتونیم همینطور منتظر بمونیم..اگه..اگه بخواد به ا/ت..
تهیونگ وسط حرف جونگکوک پرید و لب زد..
تهیونگ:تا جایی که ممکنه حواسم به ا/ت هست الان برایان و افرادش گوش به زنگ وایسادن و از هر لحاض امادن..
پایان(9)part
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
بلخرهههه پارت جدید و گذاشتمممم
- ۱۴.۹k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط