{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part4
که یهو......
سخن نویسنده: الان خدایی چی بنویسم آخه با موضوع در بازکردن چی بنویسمم
هاااااا؟
.
داشتم درو باز میکردم که یهو یکی موهام رو گرفت و کشوندم عقب که یهو جیغ زدم. ولی اون کی بود آره همون پسره قلدر مدرسه ، پسره گفت:
پسره: اول ما میریم بعدش تو میای فهمیدی؟
ا.ت: یااااا دردم گرفت میفهمی چیکار میکنی؟
پسر: مثلا که چی الان می خوای چیکار کنی؟
ا.ت: هر کاری دلم بخواد به توربطی نداره.
پسره اومد به زنه تو گوشم که جونگ کوک یعقه شو گرفت و یه مشت زد تو صورت که گوشه لبش پاره شد و خون اومد.
داشتیم میرفتیم که پسره اومد و در گوش و گفت تقاص این کارتو پس میدی.
ویو ا.ت: با اینکه ترسیده بودم چیزی به پسرا نگفتم
لباسم رو عوض کردم و رفتم توی زمین والیبال
یکم از بازی کردنمون که گذشت
که یهووووو.......
.
شرطا:
۵لایک
۷کامنت
دیدگاه ها (۱۱)

بچه ها خدایی حمایتتون از این فیک خیلی کمه 😞منم شرطام خیلی کم...

سناریو.وقتی غذای مورد علاقشون رو میخوری..نامجون: برای منم گذ...

سناریو وقتی ماسِکته میکنیم..نامجون: ا.ت ا.ت داری شوخی میکنی ...

Part3صندلیا پر بود فقط یه جا اونم رو میز دو نفره پیش جونگ کو...

من دوباره اومدم حمایت ها کم ها_دیدار غیر منتظره_ریندو و ا/ت:...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط