{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part3
صندلیا پر بود فقط یه جا اونم رو میز دو نفره پیش جونگ کوک بود.
معلم گفت: ا.ت اول خودت رو معرفی کن و بعد برو اونجا پیش جونگ کوک بشین.
ا.ت : ب...اشه (تعجب)
ا.ت: سلام من هان ا.ت هستم.
رفتم نشستم روی نیمکت که جونگ کوک گفت
جونگ کوک: خوشحالم که باهم در یک کلاسیم !
ا.ت: منم همینطور🙂
زنگ تفریح خورد نامجون اومد پیشم بهم گفت:
نامجون: سلام ا.ت داداشت بهم گفت تو درسا کمکت کنم
ذهن ا.ت: خدایا یونجی رو مخ.
ا.ت: باشه ، حتما ، ممنونم.
نامجون : خب پس میتونی این نمونه سوالا رو تا دو روز دیگه حل کنی و بهم بدی؟
ا.ت: نمیدونم, شاید بتونم.
نامجون: مشکلی نیست بعد از اینکه حل کردی تو یا من میای خونمون سوال هارو باهم کار می کنیم اوکی؟
ا.ت: اوکی.
یهو جیهوپ اومد
جیهوپ: آها راستی ا.ت زنگ بعد ورزش داریم
معلم گفت راهنمات باشم تا یاد بگیری.
ا.ت: آها باشه ممنونم.
جیهوپ🤗
رفتیم که جیهوپ بهم بگه کجا باید لباسم رو عوض کنم می خواستم درو باز کنم
که یهو......
شرط نداریم.
ولی خودتون حمایت کنید.
دیدگاه ها (۴)

سناریو وقتی ماسِکته میکنیم..نامجون: ا.ت ا.ت داری شوخی میکنی ...

Part4که یهو......سخن نویسنده: الان خدایی چی بنویسم آخه با مو...

سناریوسلام بچه ها اینجا موضوع سناریو های درخواستی تون رو بگی...

Part2داشتم تو مدرسه راه میرفتم که یهو خوردم به یه چیزی افتاد...

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط