{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست
این سر به هوا مثل خودم عاشق دریاست

درگیر نگاهت شد و تا بام تو پر زد
بیچاره ندانست که این اول بلواست

شاعر شد از آن روز که چشمان تو را دید
این ولوله در شعر من از چشم تو برپاست

چشمان تو آمیزه ای از شور و ترانه است
آنجا که غزل نیز فراگیر و مهیاست

ناز تو نیاز دل دیوانه ی من شد
من شاعر چشم تو که بی وقفه تماشاست

آنقدر مرا در نفست جای بده که
این از نفس افتاده بگوید که مسیحاست

جرم تو که نیست این همه من عاشقت هستم
تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواست
دیدگاه ها (۳)

برای بودنت میمانم وبرای دیدنت میم...

هوای قلب من امروز.. هوای سرد تنهاییست... دل من یاد تو افتاد....

آن شب به میهمانی اشکها دعوت بودیم... من بودم... ...

رفتنم را خواستی' خوش باش حالا' میرومدرد دل ها داشت م در سین...

چندمین طعمه‌ی تو بود دلم، راست بگو!بجز از عشق دگر، هر چه دلت...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

love Between the Tides: آخرسه روز پیش تهیونگ: چشمات رو ببند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط