Part⁴⁶

Part⁴⁶
صبح

آسیه:دیشب خیلی بد با دوروک‌ حرف زدم با اینکه اون با این حالی که من داشتم بغلم کرد و داشت بهم آرامش میداد من باهاش بد حرف زدم اوففففففف از دست تو آسیه اوفففف

آنیسا: دَلاااااممم مامانییییی

آسیه: هیییییییی قند عسل من اومده دلم برات تنگ شده بود مامانی

عمر: پس من چی

آسیه: دلم برای شماهم تنگ شده آقا عمر

عمر: منم همینطور پستم
ببخشید دیشب تنهات گذاشتیم

آسیه: اشکالی نداره
خب مامانی بدو برو لباساتو عوض کن بیا تعریف کن ببینم چیکارا کردین

آنیسا: چشم

عمر: آسیه از ایبیکه شنیدم دیشب با دوروک‌ اینا بودین

آسیه: آره (همه چیز رو براش تعریف می‌کنه)
برای همین به من دلیل جداییشو نگفتی هی می پیچوندی
اما منو نگا دوروک‌ نمی‌دونه که من می‌دونم بهش نگی ها

عمر: باشه

آنیسا: مامانی دلم بَیایِ عمو دوروک تَند شده میده بِلیم ببینیمش

عمر: دل به دل راه داره

آسیه: عمر😑
آسیه: اما دخترم بزار برسی
تو هنوز برای من تعریف نکردین چیکارا کردین باهم دیشب

نویسنده: آنیسا همه چیز رو تعریف می‌کنه

آنیسا: حالا میلیم

آسیه: کجا

آنیسا: پیش عمو دوروک‌

آسیه: عهههههه دخترم
ما یه روزه همدیگرو ندیدیم بیا بشین پیشم یکم

عمر: آسیه بچه دلش برای باباش تنگ شده چیکارش داری ببرش خب(در گوشش می‌گه)

آسیه: خودمم دلم براش تنگ شده اما بهونه از کجا گیر بیارم باور نمی‌کنه
بهش بگم آنیسا خواست ببینتت باور می‌کنه به نظرت
یهو یادم اومد که دوروک یبار گفت من دلم می‌خواد بیشتر با آنیسا وقت بگذرونم برای همین بهونمو پیدا کردم
با یه تیر دو نشون

الو دوروک‌....
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

چند پارتی

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت سوم╰┈────── ...

آپدیت اینستاگرام"BAZAAR"با یانگ جونگین✨️🧡فنکال هیونجین با اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط