{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p26
رایحه ی امگا تلخ شده بود و هالش آبی بود.
آلفا های اطراف سمت تهیونگ اومدن.
- هی، امگا کوچولو، مارک رو گردنت چی میگه؟
+ من امگا کوچولو نیستم، به توهم ربطی نداره.
آلفای قدبلندی که جلوی تهیونگ ایستاده بود، با پوزخند به گردنِ کبود و متورم تهیونگ خیره شد. رایحه‌ی سنگین و تندش توی راهرو پیچید و باعث شد تهیونگِ بی‌دفاع، ناخودآگاه عقب‌نشینی کنه.

اوه، بیخیال… اونقدرها هم که فکر می‌کردم آلفای قدرتمندی نداری که نتونسته از مارکش محافظت کنه، هوم؟
جیمین سریع جلو اومد و سعی کرد تهیونگ رو پشت سر خودش پنهان کنه:

هی، راهت رو بکش برو! ما دنبال دردسر نمی‌گردیم.
تهیونگ که حالا از شدت خشم و دردِ مارکش می‌لرزید، با صدای لرزونی فریاد زد:

بهش دست نزن! اگه یه قدم دیگه نزدیک بشی…
آلفا اهمیتی نداد و دستش رو دراز کرد تا چونه‌ی تهیونگ رو بگیره:

نکنه می‌خوای بهم بگی کی باید بهم نزدیک بشه؟
درست در لحظه‌ای که انگشت‌های آلفا می‌خواست به پوست تهیونگ برسه، فشارِ هوای سنگین و خفه‌کننده‌ای توی راهرو پیچید. رایحه‌ی «چوب صندلِ» سرد و تند، مثل یک شلاق توی فضا چرخید و آلفاهای دور تهیونگ رو مجبور کرد چند قدم عقب برن.

صدای بم و تهدیدآمیز جونگ‌کوک از انتهای راهرو بلند شد:

فکر کنم شنیدم گفتی «بهت ربطی نداره»، مگه نه؟
جونگ‌کوک درحالی که با قدم‌های بلند و چهره‌ای که هیچ اثری از اون صبحانه‌ی شیرین توش نبود به سمتشون می‌اومد، نگاهش رو روی گردنِ کبود تهیونگ ثابت کرد و چشماش برای لحظه‌ای از خشم به رنگ سرخ دراومد.
آلفای رو به رو نیشخندی زد و ابرویی بالا انداخت و جلو اومد:« شرمندمون نکنید استاد. تا جایی که یادم بود تو مسائل دانش آموزا دخالت نمیکردید.»
جونگکوک‌ با چشم های سرخش به آلفا ی رو به رو خیره شد.
- تا جایی که یادم بود هرگز اجازه نمیدادم دانش آموزا پاشون رو از گلیمشون دراز تر کنن ، هوانگ.
« اوهووو، اونوقت استاد، این موضوع به شما چه ربطی داره؟ پدرشی؟ برادرشی؟‌ آلفاشی؟»
- شاید بار اولی باشه که با چندمین حدست به جواب می‌رسی هوانگ. تا جایی که یادمه درست افتضاحه. ولی خوب میتونی نسبت مردم رو با هم حدس بزنی.
هوانگ که صورتش از خشم سرخ شده بود، جلوتر اومد و رایحه‌ی تند و زننده‌اش، فضای راهرو رو پر کرد.

«پس قبول داری؟ قبول داری که جفتشی؟ و این یعنی اینکه حق نداری از رابطه‌ی ما با دانش‌آموزا جلوگیری کنی.»
دیدگاه ها (۳۱)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p27«پس قبول داری؟ قبول داری که جفتشی؟ و این یعن...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p28« اوه، جدی؟ پس الان داری چی کار میکنی؟ دیدی ...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p25+ من گرگ... هق.. من گرگو نمیخوامم درحالی که ...

وضعیت عمو‌ هیون، فالور های جدید و شرطا:

دنیای فانتزی امگاورس اینجوریه که هر کسی دنیای خودشو میتونه ب...

دنیای فانتزی امگاورس اینجوریه که هر کسی دنیای خودشو میتونه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط