گیسوی شب
☀️گیسوی شب☀️
# پارت دویست ودو...
آریا:
یاشار لیوان شربت رو گذاشت مقابلم رو میز وگفت : دکتر وقت کردی یه نگاهی به دندونام بنداز
گلین با خنده گفت: یاشار اجازه بده آریا برسه بعد شروع کن
- دندونات مشکلی داره؟
گلین : دروغ میگه بابا داره مزه می ریزه
یاشار : خدا رو شکر دندونام مشکلی نداره فقط گاهی وقت ها در برابر مشت های خانم نمی تونن مقاومت کنن
گلی با یه عروسک اومد کنارم وگفت : سلام عمو
- سلام عزیزم
دستی به موهای نرمش کشیدم
یاشار : گفتم بیای اینجا یه برنامه بریزیم بریم شمال
خندم گرفت وگفتم : یه هفته اومدم اینجا پیش آقا جون اینا ناراحت میشن
یاشار : نمیشن بچه ها همه پایه ان
- نمی دونم چی بگم
یاشار : بگو بله
- کیا هستن
یاشار : اوووممم امیر حامد سروشم هست
- سروش سنایی
یاشار : اره
- مگه خارج نبود
یاشار : دوساله برگشته یکی دوبارم شام دعوتش کردیم
- اها خوبه
گلین : به ظاهر نامزادت نمیخواد بیاد
- خدا بگم چیکار کنه آنا رو
یاشار : نزدیک بود از دستش بدی
- هنوزم ندارمش
یاشار : صبر داشته باش مثله همیشه شاید کار آنا باعث شده باشه که گیسو به خودش بیاد
گلین : منم موافقم آنا کار خوبی کرد
- به هر حال به گیسو گفتم لیلا وخاله هم دیشب رفتن
گلین : کاش می موندن ...ولی چطوری گیسو فهمید
- نمی دونم چطور رفت تو گوشی من وفهمید
یاشار دستاشو برد بالا وگفت : والا من روز تولدگلی داشتم بادکنک ها رو نصب می کردم از بالا سرت دیدم رمز گوشی ات چنده
گلین : تو بهش گفتی یاشار
خندیدم وگفتم : درست نمیشی تو یاشار
خندید وگفت : چیکار کنم دلم کار خیر می خواست
یکم از شربتم خوردم وگفتم : من برم دیگه
یاشار : مگه من میزارم نهار اینجایی کلی حرف داریم
با صدای زنگ خونه گلین بلند شد ورفت طرف آیفون با نگاهی به صفحه آیفون گفت : اوووممم حلال زاده است گیسووآنان
یاشار : خوش اومدن در رو باز کن دیگه
گلین در رو باز کرد
یاشار : خوشحال میشم زودتر جشن عروسیتون رو ببینم
- اگه باز گیسو مخالفت نکنه
یاشار: نمی کنه
دخترا اومدن وگیسو با دیدن من برگشت ونمی دونم چی به گلین گفت که گلین خندید دختر اومدن وسلام کردن ونشستن گلی خودشو به گیسو رسوند اونم کلی قربون صدقه اش می رفت چقدر بد بود نمی تونست مادر بشه حیف بود گیسوی مهربون از داشتن همچین نعمتی محروم باشه
- داداش چرا نگفتی میای اینجا
- یاشار زنگ زد اومدم شما چطور اومدید
انا : والا تو خونه حوصله امون سررفته بود یکم خرید کردیم بعدم اومدیم اینجا
# پارت دویست ودو...
آریا:
یاشار لیوان شربت رو گذاشت مقابلم رو میز وگفت : دکتر وقت کردی یه نگاهی به دندونام بنداز
گلین با خنده گفت: یاشار اجازه بده آریا برسه بعد شروع کن
- دندونات مشکلی داره؟
گلین : دروغ میگه بابا داره مزه می ریزه
یاشار : خدا رو شکر دندونام مشکلی نداره فقط گاهی وقت ها در برابر مشت های خانم نمی تونن مقاومت کنن
گلی با یه عروسک اومد کنارم وگفت : سلام عمو
- سلام عزیزم
دستی به موهای نرمش کشیدم
یاشار : گفتم بیای اینجا یه برنامه بریزیم بریم شمال
خندم گرفت وگفتم : یه هفته اومدم اینجا پیش آقا جون اینا ناراحت میشن
یاشار : نمیشن بچه ها همه پایه ان
- نمی دونم چی بگم
یاشار : بگو بله
- کیا هستن
یاشار : اوووممم امیر حامد سروشم هست
- سروش سنایی
یاشار : اره
- مگه خارج نبود
یاشار : دوساله برگشته یکی دوبارم شام دعوتش کردیم
- اها خوبه
گلین : به ظاهر نامزادت نمیخواد بیاد
- خدا بگم چیکار کنه آنا رو
یاشار : نزدیک بود از دستش بدی
- هنوزم ندارمش
یاشار : صبر داشته باش مثله همیشه شاید کار آنا باعث شده باشه که گیسو به خودش بیاد
گلین : منم موافقم آنا کار خوبی کرد
- به هر حال به گیسو گفتم لیلا وخاله هم دیشب رفتن
گلین : کاش می موندن ...ولی چطوری گیسو فهمید
- نمی دونم چطور رفت تو گوشی من وفهمید
یاشار دستاشو برد بالا وگفت : والا من روز تولدگلی داشتم بادکنک ها رو نصب می کردم از بالا سرت دیدم رمز گوشی ات چنده
گلین : تو بهش گفتی یاشار
خندیدم وگفتم : درست نمیشی تو یاشار
خندید وگفت : چیکار کنم دلم کار خیر می خواست
یکم از شربتم خوردم وگفتم : من برم دیگه
یاشار : مگه من میزارم نهار اینجایی کلی حرف داریم
با صدای زنگ خونه گلین بلند شد ورفت طرف آیفون با نگاهی به صفحه آیفون گفت : اوووممم حلال زاده است گیسووآنان
یاشار : خوش اومدن در رو باز کن دیگه
گلین در رو باز کرد
یاشار : خوشحال میشم زودتر جشن عروسیتون رو ببینم
- اگه باز گیسو مخالفت نکنه
یاشار: نمی کنه
دخترا اومدن وگیسو با دیدن من برگشت ونمی دونم چی به گلین گفت که گلین خندید دختر اومدن وسلام کردن ونشستن گلی خودشو به گیسو رسوند اونم کلی قربون صدقه اش می رفت چقدر بد بود نمی تونست مادر بشه حیف بود گیسوی مهربون از داشتن همچین نعمتی محروم باشه
- داداش چرا نگفتی میای اینجا
- یاشار زنگ زد اومدم شما چطور اومدید
انا : والا تو خونه حوصله امون سررفته بود یکم خرید کردیم بعدم اومدیم اینجا
- ۱۱.۱k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط