گیسوی شب
☀️گیسوی شب☀️
# پارت ۲۰۰ پارت دویست ....
گیسو :
معلوم بود کلافه وعصبیه تا حالا اینجوری ندیده بودمش
- خوبی
زیر لب غرید : باید خوب باشم
سرمو پایین انداختم وگفتم : ودلیل اینکه خوب نیستی چی می تونه باشه به من مربوطه ؟!
بلند شد واومد طرفم منی که عاشقش بودم ترسیدم ونگاش کردم رو به روم وایساد وگفت : می دونی گوشی یه چیز شخصیه ؟
- آره می دونم
اخم کرد وگفت : خب پس چرا رفتی تو گوشی من فضولی
- چون عکس های من اونجا بود
یهو تغییر حالت داد وبا مهربونی گفت : اونوقت چرا باید باشه
- می تونی از خودت سوال کنی یا اصلا من این سوال رو دارم یه آدم متاهل چرا باید عکس های...
نمی دونستم چه کلمه ای رو برای تکمیل جمله ام پیدا کنم
اریا : خب ...
- عک....عکس های من تو گوشی تو چیکار می کرد
یه تای ابروشو انداخت بالا وگفت : فکر می کنی چرا
- من اینو از تو می پرسم ..
- جوابش سخت نیست گیسو
- منطقی نیست وقتی نامزاد داری اونوقت عکس های من تو گوشی ات باشه
- منطقی هست ...در صورتی که چت منو لیلا رو خوندی بازم میری کوچه علی چپ
خجالت زده سرمو پایین انداختم وگفتم : نباید عکس های من تو گوشی تو می موند اگه نامزادت می دید چی
سرشو گرفت بالا وکلافه گفت : مطمئنم کردی چت رو نخوندی
- مگه من فضولم
حرفم بی معنی بود که باعث شد بخنده ...خدایا چقدر قشنگ می خندید خیلی کم پیش میومد بخنده حالا داشت رو به روی من می خندید
- فضول که هستی کوچلو
اخم کردم وگفتم : من کوچلو نیستم
برگشتم برم دستمو گرفت وگفت : وایسا گیسو...
با ناراحتی نگاش کردم اروم گفت : لیلا نامزاد من نیست کار آنابود یه شیطنت بی مورد ومسخره بود من میخواستم دیشب حرفامو بهت بزنم ولی خب خرابش کردن
متعجب نگاش کردم
- می دونی چند ساله منتظرم با خودت کنار بیای دیگه نمی تونم منتظربمونم گیسو
- منتظر چی
اخم کوچیکی کرد وگفت : منتظر تو
- نمی فهمم
- فکر کردی به همین آسونی هاست تو بگی نمیخوای ومن کنار بکشم
- چی میگی آریا ...نمیشه بابات ...
اخم کرد این بار جدی گفت : بابا مخالف نیست راضی هم هست گیسو بهت یه هفته ای دیگه وقت میدم خوب فکرات رو بکن من پای همه چی وایسادم ...فقط فکر نخواستن تو کله ات نیار که دیگه هیچ وقت هیچ کدومتون منو نمی بینید
- اریا ....
- حرفامو زدم
چی می تونستم بگم متحیر نگاش می کردم من چی فکر می کردم اون چیکار کرد منی....
# پارت ۲۰۰ پارت دویست ....
گیسو :
معلوم بود کلافه وعصبیه تا حالا اینجوری ندیده بودمش
- خوبی
زیر لب غرید : باید خوب باشم
سرمو پایین انداختم وگفتم : ودلیل اینکه خوب نیستی چی می تونه باشه به من مربوطه ؟!
بلند شد واومد طرفم منی که عاشقش بودم ترسیدم ونگاش کردم رو به روم وایساد وگفت : می دونی گوشی یه چیز شخصیه ؟
- آره می دونم
اخم کرد وگفت : خب پس چرا رفتی تو گوشی من فضولی
- چون عکس های من اونجا بود
یهو تغییر حالت داد وبا مهربونی گفت : اونوقت چرا باید باشه
- می تونی از خودت سوال کنی یا اصلا من این سوال رو دارم یه آدم متاهل چرا باید عکس های...
نمی دونستم چه کلمه ای رو برای تکمیل جمله ام پیدا کنم
اریا : خب ...
- عک....عکس های من تو گوشی تو چیکار می کرد
یه تای ابروشو انداخت بالا وگفت : فکر می کنی چرا
- من اینو از تو می پرسم ..
- جوابش سخت نیست گیسو
- منطقی نیست وقتی نامزاد داری اونوقت عکس های من تو گوشی ات باشه
- منطقی هست ...در صورتی که چت منو لیلا رو خوندی بازم میری کوچه علی چپ
خجالت زده سرمو پایین انداختم وگفتم : نباید عکس های من تو گوشی تو می موند اگه نامزادت می دید چی
سرشو گرفت بالا وکلافه گفت : مطمئنم کردی چت رو نخوندی
- مگه من فضولم
حرفم بی معنی بود که باعث شد بخنده ...خدایا چقدر قشنگ می خندید خیلی کم پیش میومد بخنده حالا داشت رو به روی من می خندید
- فضول که هستی کوچلو
اخم کردم وگفتم : من کوچلو نیستم
برگشتم برم دستمو گرفت وگفت : وایسا گیسو...
با ناراحتی نگاش کردم اروم گفت : لیلا نامزاد من نیست کار آنابود یه شیطنت بی مورد ومسخره بود من میخواستم دیشب حرفامو بهت بزنم ولی خب خرابش کردن
متعجب نگاش کردم
- می دونی چند ساله منتظرم با خودت کنار بیای دیگه نمی تونم منتظربمونم گیسو
- منتظر چی
اخم کوچیکی کرد وگفت : منتظر تو
- نمی فهمم
- فکر کردی به همین آسونی هاست تو بگی نمیخوای ومن کنار بکشم
- چی میگی آریا ...نمیشه بابات ...
اخم کرد این بار جدی گفت : بابا مخالف نیست راضی هم هست گیسو بهت یه هفته ای دیگه وقت میدم خوب فکرات رو بکن من پای همه چی وایسادم ...فقط فکر نخواستن تو کله ات نیار که دیگه هیچ وقت هیچ کدومتون منو نمی بینید
- اریا ....
- حرفامو زدم
چی می تونستم بگم متحیر نگاش می کردم من چی فکر می کردم اون چیکار کرد منی....
- ۲۲.۷k
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط