{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغ

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از این‌همه دیوار بدم می‌آید

دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبردار بدم می‌آید

ای صبا! بگذر و بر مرد تبردار بگو
که من از کار تو بسیار بدم می‌آید

عمق تنهایی احساس مرا دریابید
دارد از آینه انگار بدم می‌آید

آه، ای گرمی دستان زمستانی من
بی‌تو از کوچه و بازار بدم می‌آید

لحظه‌ها مثل ردیف غزلم تکراریست
آری از این‌همه تکرار بدم می‌آید
دیدگاه ها (۵۸)

درد دارد یادآوری ، بوسه ای را که هیچ وقت !اتفاق ن...

سنگر ، سکوت ، نیست در جنگ با شغالتا شعر زنده هست با...

:در ازدحامِ فاجعه گم‌شد شجاعتمدیگر برای درد نمانده‌ست طاقتمت...

دچار یعنی عاشقو فکر کن که چه تنهاستاگر که ماهی کوچکدچارِ آبی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

فعلا نیک نیم نداره

پارت چهاردهم

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

پارت ۵۲:خلوت دو نفره(یوجین)تقریبا نیمه شب بود و من دست به سی...

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

کاش می‌شد بنویسم بزنم بر در باغکه من از این‌همه دیوار بدم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط