{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

khiyanat duroqhin

khiyanat duroqhin
𝚙𝚊𝚛𝚝5
(نکته دیانا داره صبحانه میخوره)
حوصله ارایش و روتین و اینجور چیزا رو نداشتم در حد یه تینت زدم
موهامم که گورجه ای بسته نمیشد خیلی بلند بود پس ساده بستم و یه هودی نینجای خفن هم پوشیدم و کلت کمری هم بستم چنتا چاقو هم جا ساز کردم فقط برای امنیتم
به سمت در رفتم و اومدم پایین
دیانا داشت صبحانه میخورد و اونجا بود رفتم سمتش
و دستمو اروم گذاشتم روی تاج مشکی صندلی و بهش نگاه میکردم بورام بهم زل زده بود که
دیانا.. چیشده خاله؟ به چی نگاه میکنی؟!
و ات نیم خیز میشه و به سمت گوش دیانا میره
ا/ت.. خیلی دوست دارم مامان صدام کنی! اوووومم؟!(بم دارک اما مهربون)
دیانا.. خانووممم(بغض و ترس)
ا/ت.. نترس باهات کاری ندارم جواب سوالمو بد...
هنوز حرفش تموم نشده بود که
دیانا.. چشم مامان دیگه نمیترسم
ا/ت.. اوووم خوبه من میرم بیرون حواست به زیبایی هات باشه(مهربون و کیوت)
دیانا.. چشم (خنده)
که ا/ت تا دم در میره ولی دلش نمیاد بدون خدافزی حسابی از عمارت بیرون بره و به سمت دخترکش میره و لپشو میبوسه
ا/ت.. اوووم شیرین بود(خنده و پوزخند)
دیانا نیم خیز میشه و ا/ت و بوس میکنه
دیانا.. اما مال شما ملسته
ا/ت.. خوبه(خنده)
🧠این بچه این همه زبون نداشت میخواست چیکار کنه
یه پوزخند زدمو از خونه رفتم بیرون
و با عروسکم راه افتادم به سمت پاساژم
رفتم داخل سنگینی نگاهی روی خودم حس میکردم ولی اهمیت ندادم و توی یکی از فروشگاه های پاساژ رفتمو یه لباس دارک و خوشگل که رنگش مشکی طوسی بود برای اون کیوتچه برداشتم مطمئن بودم سایزشه ولی ی سوال به جایی بر نمیخوره رفتم جای صندوق و
ا/ت.. اومم میگم که...!(جدی و دارک)
(فروشنده=ف)
ف.. سلام خانوم چ عجب یه سری به اینور هم زدین جانم بفرمایین؟!
ا/ت.. اووومم اینی که من برداشتم اندازه ی دختر دوازده ساله میشه؟
ف.. بستگی داره اندامش چطور باشه لاغر باشه یا تپل!
ا/ت.. لاغره فکر کنم(مرموز و دارک)
ف.. بله اندازش هست ببرین اگه اندازش نبود یا بزرگ بود مغازه و اجناسش کلا واسه خودتونه بیارین هرکدوم و دوست داشتین ببرین
ا/ت.. (کارتشو میده به فروشنده ) پنج تام برا خودت بکش
ف.. بله چشم رمز؟
ا/ت.. **** (یه چیزی در نظر بگیرین)
و کارتشو میگیره و لباس و برمیداره به سمت فروشگاه دیگه ای حرکت میکنه
ف.. بح بح خانوم پارک خوش اومدین
(یه یاد اوری اینکه ا/ت مافیا بود و اسم و فامیلی جعلی داشته)
ا/ت.. اوممم یه لباس دارک مشکی طوسی میخواستم طراحی میکنین یا برم جای دیگه؟
ف.. واسه کی میخوایین!
ا/ت.. واسه بعد از ظهر (جدی و دارک)
ف.. بعد از ظهر که نمیتونم ولی یه طراحی داشتم جیگری مشکی بود
ا/ت.. عیبی نداره امادش کن میام میبرمش(دارک)
و اونجارو بدون خدافزی ترک کرد و به سمت یه فروشگاه دیگه رفت و یه لباس دیگه ی جیگری مشکی برای دیانا خرید و بیرون اومد
ا/ت.. به احتمال زیاد اون دخترای پر فیس فامیل میخوان چشم دیانا رو از جاش دربیارن پس سمت یه موبایل فروشی رفتم
خواستم براش ایفون بخرم ولی خب سنش هنوز کمه یه گوشی ساده برداشتمو حساب کردمو اومدم بیرون
یه فروشگاه بدلیجات دیدم و به سمتش رفتم و چنتا اکسسوری مشکی و رنگ های مختلف برای خودم و دیانا خریدم
و یه مغازه چرمی بود رفتم داخل و ی کیف دارک کمری برای خودمو ست کوچیک شو برای دیانا خریدم و از پاساژ بیرون رفتم به سمت یکی از فروشگاه کفش رفتم و چند دست کفش برای دیانا خریدم از پاساژ بیرون زدمو
خودم گوشی و ریجستر کردم و دوباره توی جعبش گذاشتم
به سمت عمارت راه افتادم و بعد چند مین ماشین و جلوی عمارت نگه داشتم ریموت و زدم در بازش کردم و رفتم داخل سوییچ ماشینمو به یکی از بادیگارد ها دادم و
دیدگاه ها (۲)

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝6ا/ت.. ماشینو ببر داخل پارکینگ و وسایلم...

khiyanat duroqhinاز نوشته های:𝗠𝗔𝗛𝗦𝗔𝚙𝚊𝚛𝚝7بعد چند مین داداشش م...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝4بورام هم از بالای نرده های اتاق بهش خی...

khiyanat duroqhin𝚙𝚊𝚛𝚝3×راستش کادو تولدم این بود که بابام قما...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط