khiyanat duroqhin
khiyanat duroqhin
از نوشته های:𝗠𝗔𝗛𝗦𝗔
𝚙𝚊𝚛𝚝7
بعد چند مین داداشش میرسه به در اصلی عمارت و دوباره زنگ به صدا در میاد یکی از ندیمه ها در و باز میکنه و دوباره به کارش مشغول میشه
ا/ت.. خوش اومدی
سوهو.. ممنون خب؟
ا/ت.. بعد یه عمری بازم قهری باهام؟
سوهو.. بعد اون تهمت به اون بزرگی انتظار داری قهر نباشم؟
ا/ت.. ببین جوجه یا اشتی میکنی یا همون جایی که وایستادی قبرت میشه کدومَش؟(دارک و تهدید امیز)
سوهو.. باشه باشه غلط کردم
که بابابزرگ از اتاقش میاد بیرون و ا/ت و سوهو به بابابزرگ خیره میشن
ته_اون.. بح بح میبینم خواهر برادری اوقات فراغت به سر میبرین(خنده)
ا/ت.. نه بابابزرگ این...
که سوهو میپره تو حرفش و :چرا بابابزرگ اتفاقا همینطوریه
و یه چش قره به ا/ت میره
ته_اون.. خب دخترم چیشده که داداشت اینجاست؟
ا/ت.. میخواستم یه موضوع مهم و بهتون بگم
ته_اون.. خب میشنوم *و ا/ت تا زبون باز میکنه:
سوهو..بزار من بگم بابابزرگ سرپا که نمیشه بفرمایید بشینین یه چیزی بخوریم بعد
ا/ت...
پایان
از نوشته های:𝗠𝗔𝗛𝗦𝗔
𝚙𝚊𝚛𝚝7
بعد چند مین داداشش میرسه به در اصلی عمارت و دوباره زنگ به صدا در میاد یکی از ندیمه ها در و باز میکنه و دوباره به کارش مشغول میشه
ا/ت.. خوش اومدی
سوهو.. ممنون خب؟
ا/ت.. بعد یه عمری بازم قهری باهام؟
سوهو.. بعد اون تهمت به اون بزرگی انتظار داری قهر نباشم؟
ا/ت.. ببین جوجه یا اشتی میکنی یا همون جایی که وایستادی قبرت میشه کدومَش؟(دارک و تهدید امیز)
سوهو.. باشه باشه غلط کردم
که بابابزرگ از اتاقش میاد بیرون و ا/ت و سوهو به بابابزرگ خیره میشن
ته_اون.. بح بح میبینم خواهر برادری اوقات فراغت به سر میبرین(خنده)
ا/ت.. نه بابابزرگ این...
که سوهو میپره تو حرفش و :چرا بابابزرگ اتفاقا همینطوریه
و یه چش قره به ا/ت میره
ته_اون.. خب دخترم چیشده که داداشت اینجاست؟
ا/ت.. میخواستم یه موضوع مهم و بهتون بگم
ته_اون.. خب میشنوم *و ا/ت تا زبون باز میکنه:
سوهو..بزار من بگم بابابزرگ سرپا که نمیشه بفرمایید بشینین یه چیزی بخوریم بعد
ا/ت...
پایان
- ۵.۷k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط