{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق در تاریکی

عشق در تاریکی
پارت: ۷
ویو تهیونگ
از خواب بیدار شدم الیس رو کنار خودم دیدم دیشب باهاش رابطه داشتم من الیس رو خیلی دوست داشتم الیس هم منو دوست داشت
ویو الیس
از خواب بیدار شدم دیدم تهیونگ داره نگام میکنه
* صبح بخیر بیب
• صبح بخیر عشقم
بلند شدم با این حال که زیر دلم خیلی درد میکرد ولی خب بلند شدم و رفتم دست شوی و کار های لازم رو کردم
و امدم بیرون
* این قرص رو بخور دل دردت خوب میشه
• اوکی مرسی
بعد از خوردن قرص لباس هامون رو پوشیدم و رفتیم تو سالن
ویو انا
از خواب بیدار شدم و دیدم یکی پشتش کرده به من و خوابیده فکردم الیس هست و رفتم بغلش کردم و دیدم این خیلی هیلکش بزرگ هست رفتم چهرش رو ببینم دیدم جونگکوک هست یه جیغی زدم که جونگکوک بیدار شد
+ چه شده
_ تو ابنجا چکار میکنی
+ اها هیچی تهیونگ و الیس دیشب باهام رابطه داشتن منو از تو اتاق بیرون کردن منم امدم اینجا
_ چییییییییییی
همین که شنیدم اون دوتا رابطه داشتن سری رفتم پیششون
همین که رسیدم تو سالن دیدم دارن همو میبوسن
_ چه کار دارین میکنن
* ها هیچی
_ دارم مببینم معلومه هیچ کاری نمیکینن
• انا من و تهیونگ الان تو رابطه هستم ابنا هم عادی هست
_ اینو که میدونم باهم تو رابطه هستن
• تو از کجا میدونی
_ جونگکوک بهم گفت
• اها
_ خب دیشب خوش گذشت
• اره
_ صحیح
_ خب بیایین صبحانه بخوریم
* اوکی
• اوکی
+اوکی

بعد از ابنکه صبحانه خوردیم رفتیم تو حیاط و بازی کردیم و
هر چند یک بار در حال دیدن صحنه های عاشقانه الیس و تهیونگ بودم و من از ابن کارا متنفر بودم ولی خب خوشحالم بودم برای رفیقم که به کسی که دوستش داره رسیده.

ادامه دارد

شرط
10 لایک
۴ کامنت
۳بازنشر
دیدگاه ها (۵)

عشق در تاریکی پارت: 8 بعد از بازی رفتیم داخل تا درباره نقشه ...

حمایت شه @amelia_mh

فالو شه @valublue

ابن پارت اسمات هست اگر دوست نداری نخون و گزارش نکن اسمات تو ...

پارت چهارفیک: عشق در تاریکی +کمک میخواییاون جئون بود کسی که...

عشق در تاریکی پارت: ۵. . . بعد از اینکه به خونه رسیدیم من رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط