{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو هستی و غزل هست ، دلم تنها نیست

تا تو هستی و غزل هست ، دلم تنها نیست
محرمی چون تو ، هنوزم به چنین دنیا نیست

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف ، زبان دگری گویا نیست

بعد تو قول و غزلهاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آن ما نیست

تو چه رازی که به هر شیوه تورا می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست

شب که آرامتر از پلک تورا می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست

این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست

من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
دیدگاه ها (۱۰)

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ...

حقیقتنه به رنگ است و نه بونه به هآی است ونه هونه به این است ...

آرزویی کن...گوشهای خدا پر از آرزوستو دستهایش پر از معجزه...آ...

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛ ﺑﺪﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ، ﮐ...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط