{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه چیز تمام شد !

همه چیز تمام شد !
درست در شبی که فکرش را هم نمی کردم
آفرین به این باران
که به موقع به دادم رسید
مثل یک خانه تکانیِ اساسی
شک ندارم همه چیز را می شوید
و با خودش می برد ...
من هم مثل همیشه سکوت می کنم
حرف ها از نگاهم چکه می کنند و
دلم تنگ می شود
اما
باید قوی باشم ...
این تنها کاریست که باید بتوانم
همه چیز را می دهم دست باران
با خودش ببرد ...
فردا هم دختری از خواب بیدار می شود
که نه اسمت را به خاطر می آورد
نه دوست داشتنت را ..
نترس جانم
درِ خواب هایم را هم قفل می کنم ،
من دیگر طاقت دیدنتان را ندارم !
زمان می برد تا باورت شود
همه چیز تمام شده و
من دوباره همان کسی می شوم
که دیگران خیال می کنند
چیزی از عشق نمی داند.
_______________________
دیدگاه ها (۸۹)

گفتـــه بـــودم . . .بـی تـــو میمیــرد دلــــم . . .امــــا...

دلتنگـــــی . . .سکـــوتــــی ســـت در مــــن . . .کــــه نق...

اصلـــا همیـــن حـــال و . . .همیـــن روز و . . .همیـــن ســ...

آدمـی . . .در اواسط فاجعـــه چشــم بـاز می کنــد . . .مـــن ...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط