part

part=۶

Red moon

ماه قرمز




ویو تهیونگ

صورتم رو نزدیکش بردم که دیدم چشماش رو از ترس بست و فشار داد و یه قطر اشک از چشم خوشگلش ریخت با انگشت شستم قطره اشکش رو پاک کردم و صورتم رو به سمت گوشش هدایت کردم و گفتم

- نترس خانوم کوچولو کاریت ندارم

+لطفاً ولم کن باز برم(با صدای بشدت آروم)

- کجا بزارم بری تازه گیرت اوردم و بعد اون کاری که کردی بزارم بری اصلا

+لطفاً(با گریه اما گریه اش شدت نداره)

-هعیییی پس یه نوشیدنی مهمونمون کن

+ باش باش فقط بزار برم

- خیله خوب اما اول بده تا بزارم بری

+باش پس بیا بریم

ویو راوی

تهیونگ و دختره راه افتادن و کنار هم داخل شهر قدم میزدم و رفتن یجا سر میز نشستن و داشتن نوشیدنی می خوردن ( اما دختره نمی خورد)


+ الان که مهمونت مردم دیگه میشه برم؟

- اممممممم باید فکر کنم

+ اما تو گفتی میزاری برم

- تو با لگد زدی ب.....

+ باشه باشه نمی خواد آنقدر بلند حرف بزنی

- من بخاطر تو ممکنه دیگه نتونم پدر بشم

+ نه نگران نباش آنقدر ها هم محکم نزدم که نتونی پدر بشی

- بچه پرو

+ من پرو ام

- اره

+ ایشششش

-باش بابا تو چرا نمی نوشی

+ زیرا

خلاصه تهیونگ بعد خوردن اون نوشیدنی رفت قصر دختره هم رفت قصر

ویو یه هفته بعد


ویو دختره

داشتم برای خودم کنار رود خونه قدم میزدم که اون پسره اومد


ویو تهیونگ

امروز خیلی دلم برای دختره تنگ شده بود یه هفته میشد که ندیدمش البته زمانی هم که می دیدمش یه پارچه سفید به صورتش بسته بود
اما نه ایندفعه هم اسمش رو می پرسم هم نقابش رو برمی‌دارم داخل جنگل دنبالش می گشتم اما نبود رفتم کنار رودخانه دیدم اونجاست انگاری متوجه من شده بود

+ تو اینجا چیکار می‌کنی

- اومدم تو رو ببینم

+ ای بابا دست از سرم بر نمی داری

- نه

+بچه پرو

تهیونگ نزدیک دختره شد و گفت

- اسمت چیه؟

+ تو اول بگو

- اسم من تهیونگ و حالا تو

+ چه اسم قشنگی.....اسم من هم رزی هست

- رزی؟

+ اره مگه مشکل داره

- نه اسمت خیلی زیباست

+ ممنون

تهیونگ هی نزدیک رزی میشد رزی هم رفت اون طرف سمت درخت ها اما وقتی روش رو به سمت تهیونگ کرد
تهیونگ اون رو بین درخت و خودش محاصره کرد

و دستش رو پشت سر دختر برد و پارچه رو باز کردم و با صورت بسییااااااااااااار زیبایی دختر رو به رو شد و نتوانست خودش رو کنترل کنه و بوسیدش
دیدگاه ها (۰)

بهتر از این صدا هم مگه داریم

Part=5Red moon ماه قرمز قسمتی از پارت ۴...- ندیم هان ما رو ت...

Part=4(four)Red moon ماه قرمز ویو تهیونگ اون.....یعنی اون هم...

ویو تهیونگرفتم دانشگاه بابام گفت که دانشگاه اون دختره با من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط