رزسفیدمن
#رز_سفید_من
#پارت_۱
از دید جیمین...
آلارم گوشیم زنگ خورد و برای بار هزارم خودمو لعنت کردم که اون نمایشگاه رو راه انداختم. بلند شدم و کارامو انجام دادم بعد یه لباس ساده پوشیدم و از خونه خارج شدم. تابستون بود ولی هوا خنک بود. سوار ماشینم شدم و به سمت نمایشگاهم رانندگی کردم.
نیم ساعت بعد...
رسیدم و ماشینمو پارک کردم و وارد نمایشگاه ماشینم شدم. تقریبا چند ماهی میشه که این نمایشگاه رو راه انداختم و کار میکنم.
+هی هوسوک، قرارداد جدید رو آماده کردی؟
_آره جیمینا آمادس فقط امضای تو لازمه و بعد بوم چند میلیارد سود میکنیم.
لبخند زدم و قرارداد رو امضا کردم. شرکت ماشین بی ام و میخواست داخل کره هم چند نمونه از ماشین هاش رو به نمایش بزاره و نمایشگاه ما رو انتخاب کرد. و این یعنی سود چند میلیاردی
+خوبه بهشون زنگ بزن و بگو حداقل ده تا ماشین رو به کره بفرستن
_اوکیه جیمین ، فعلا
چند دقیقه مشغول بررسی ماشین ها شدم که تهیونگ بهم زنگ زد.
+الو؟
_جیمینننننن ببین چی برات جور کردم یه مسابقه!
+واقعا؟!!
_آره دو شب دیگه توی یه محله ی پایین شهر، یه پیست بزرگه و اونجا مسابقه است
+حله ردیفش کن
_اوکیه
کمی درباره ی مسابقه تحقیق کردم و با اطلاعات جدید که گرفتم پوزخندی زدم و گفتم.
این شروع منه مین یونگی! حالا نوبت منه که تورو نابود کنم و ذره ذره ی وجود نحست رو با خاک یکسان کنم
این از پارت اولللللللل خوب بودددد؟؟؟؟؟؟؟ 🐥🐥🐥
جان جدتون بگین ارهههههه😭
#پارت_۱
از دید جیمین...
آلارم گوشیم زنگ خورد و برای بار هزارم خودمو لعنت کردم که اون نمایشگاه رو راه انداختم. بلند شدم و کارامو انجام دادم بعد یه لباس ساده پوشیدم و از خونه خارج شدم. تابستون بود ولی هوا خنک بود. سوار ماشینم شدم و به سمت نمایشگاهم رانندگی کردم.
نیم ساعت بعد...
رسیدم و ماشینمو پارک کردم و وارد نمایشگاه ماشینم شدم. تقریبا چند ماهی میشه که این نمایشگاه رو راه انداختم و کار میکنم.
+هی هوسوک، قرارداد جدید رو آماده کردی؟
_آره جیمینا آمادس فقط امضای تو لازمه و بعد بوم چند میلیارد سود میکنیم.
لبخند زدم و قرارداد رو امضا کردم. شرکت ماشین بی ام و میخواست داخل کره هم چند نمونه از ماشین هاش رو به نمایش بزاره و نمایشگاه ما رو انتخاب کرد. و این یعنی سود چند میلیاردی
+خوبه بهشون زنگ بزن و بگو حداقل ده تا ماشین رو به کره بفرستن
_اوکیه جیمین ، فعلا
چند دقیقه مشغول بررسی ماشین ها شدم که تهیونگ بهم زنگ زد.
+الو؟
_جیمینننننن ببین چی برات جور کردم یه مسابقه!
+واقعا؟!!
_آره دو شب دیگه توی یه محله ی پایین شهر، یه پیست بزرگه و اونجا مسابقه است
+حله ردیفش کن
_اوکیه
کمی درباره ی مسابقه تحقیق کردم و با اطلاعات جدید که گرفتم پوزخندی زدم و گفتم.
این شروع منه مین یونگی! حالا نوبت منه که تورو نابود کنم و ذره ذره ی وجود نحست رو با خاک یکسان کنم
این از پارت اولللللللل خوب بودددد؟؟؟؟؟؟؟ 🐥🐥🐥
جان جدتون بگین ارهههههه😭
- ۶۷۵
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط