{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اے دلبرے ڪہ

اے دلبرے ڪہ

می‌تپد این دڸ براےِ « تو »

رخصت نمےدهے

ڪہ شوم آشناےِ « تو »

چیزے نمانده

جز جانِ خستہ‌ام

آن هم اگر قبـول ڪنی

فداےِ « تو

 
دیدگاه ها (۵)

ساز تــارم از تو ،و آهنـگ توستایـن غـزلها بی سبب همرنگ توستر...

نه غزل نوشته بودم، نه ترانه ای سُرودمکه به حُرمت ِسکوتم، تو ...

دیگہ دوراز تو موندﻥ عادتم شد……غبارِ "آینہ" هم صحبتم شددیگہ ل...

کی میتونه بعد تو محرم راز من بشه? کی میتونه بعد تو همه نیاز...

از دلم خبر دارے..؟همان دلِ بی‌قرار ڪـه بهانه‌ے تو را میڪَیرد...

تو چشمانش نگاه کردی همان مردی که دل به تو سپرد و تو خنجر زدی...

او آن‌قدر مطمئن است که عادیل به جای او، فرزندش یا خواهرش را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط