{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸
من°تو°و°یک°نه
.🪄
.🔮
.🪄
پارت ۳۱:

ساعت ۱۰ صبح، راهروی دانشکده هنر شلوغ بود. دانشجوها با کتاب و لپتاپ از اینور به اونور میرفتن. آت تازه از کلاس استاد پارکر اومده بیرون و داشت توی کیفش دنبال موبایل میگشت که یهو دید شوگا با کت مشکی همیشگیش، تکیه داده به دیوار کنار آبنما، و داره یه قهوه میخوره. چشماش به آت افتاد، ولی هیچ واکنشی نشون نداد، فقط یه نگاه کوتاه و برگشت به بیرون.

آت نفسش رو حبس کرد. دلش میخواست بره سمتش، بپرسه چرا اومده، چرا بهش نگفته. ولی یاد قولش افتاد که تا وقتی شوگا نگفته، هیچکس نباید بدونه. پس فقط گذشت و رفت سمت کافه.

همون لحظه، جیمین از پلهها پایین اومد. داشت با جونگوک حرف میزد که نگاهش به شوگا افتاد. چند ثانیه بهش خیره شد، بعد با اخم گفت:

· «شوگا؟ تو اینجام؟ امروز که کلاس نداشتی.»

شوگا بدون اینکه حالتش عوض بشه، یه جرعهی دیگه از قهوهش خورد و گفت:

· «میخواستم چند تا کتاب از کتابخونه امانت بگیرم. مشکلی هست؟»

جیمین یه قدم جلوتر اومد، چشاش رو توی چشمای شوگا دوخت:

· «نه، مشکلی نیست. ولی راستی، دیروز که با آت حرف میزدی، چی گفتی بهش؟»

شوگا یه لبخند سرد زد و گفت:

· «جیمین، تو که رئیس دانشگاه نیستی که از من بازجویی کنی. گفتم سلام، گفت سلام. تموم.»

جونگوک که پشت سر جیمین ایستاده بود، با تعجب گفت:

· «جیمین، تو چرا انقدر حساس شدی؟ شوگا که همکار خودمونه.»

جیمین بدون نگاه به جونگوک گفت:

· «چون شوگا تا حالا به هیچ کس سلام نکرده. یهو به آت سلام میکنه؟ این برام عجیبه.»

شوگا قهوه رو انداخت توی سطل آشغال و رفت سمت جیمین. قدش چند سانت از جیمین بلندتر بود. با صدای آرومی گفت:

· «جیمین، اگه نگران آتی، نباش. من بهش آسیبی نمیرسونم. ولی تو اگه انقدر بهش اهمیت میدی، بهتره اول خودت رو ثابت کنی، نه اینکه من رو زیر سوال ببری.»

و بدون اینکه منتظر جواب بمونه، رفت. جیمین موند و به پشتش خیره شد. جونگوک گفت:

· «جوون، این شوگا یه جورایی شده... مرموزتر از قبل.»

جیمین با ناراحتی گفت:

· «جونگوک، یه چیزی توی این قضیه هست که من نمیفهمم. و این من رو دیوونه میکنه.»

---
بچها پارت ۳۲تا۳۶رو فردا میزارم
۳۶ پارت اخره
دیدگاه ها (۲)

لیست رمان ها🌕🌑شوگا : عضو هشتم .🌌جونگکوک: مافیایی.📜تهیونگ: مد...

اگه فیک جونگکوک رو بزارم کاورش اسلاید اول🐰اگه فیک شوگا رو بز...

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۳۰: پشت بوم، شب. جی...

.𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۲۹: جیمین شوگا رو د...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت۳:فرداش، ساعت ۱۰ صبح،...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۲۷: توی پارکینگ، شوگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط