{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها را باید سکوت کرد

جمعه ها را باید سکوت کرد

شعر نوشت و باران را نوازش کرد …

خطی از بغض های نوازش یاس را

نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک …

و به پاس تمام نبودنها

شمارش ثانیه های سکوت را بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد

و اینگونه غروب کرد بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها …
دیدگاه ها (۱)

من و تو که خوب میدانیمجمعه سال هاست که هیچ داستان خوشایندی ن...

عیدتون مبارک دوستای،گلم 😍🌼🌻🌼🌻

جمعه هاقصه ی دلتنگی بی حوصله هاستقصه ی ماتم مناز غم این فاصل...

دست خودش نیستجمعه عطر نبودن داردبسان دختری با موهای بافته، ک...

همه‌چیز از یک مکالمه‌ی ساده شروع شد...تهیونگ روی تختش دراز ک...

chapter 2p33ا.ت، با صورتِ خیس از اشک، تویِ آغوشِ تهیونگ فرو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط