{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تق تق تقدر زدن

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟑



تق تق تق*در زدن*

# عا..باید برم بعدا باهات تماس میگیرم*

# بیا داخل
–کارم داشتی*سرد*
# آه..آره..بیا بشین*نا امید*


*پایان فلش بک*


نه.نه.نه این امکان نداره چطور چطور من اون روز نفهمیدم داره راجب ات حرف میزنه لعنت به من لعنتتتتتتتت ا.اگه اگه فقط من میفمیدم الان ات زنده بود کنارم بود داشت نفس می‌کشید



–ا‌.ات من متاسفم...همش تقصیر منه *بغض*



(خب خب بچه ها میخوام یه نفر رو بهتون معرفی کنم ذوق کنین ولی نمیگم کیه خودتون میفهمین😁🙃)



__________________________



!خانم دکتر...خاتم دکتر
؟بله
!یه آقایی اومدن دنبالتون داخل لابی هستن(نمیدونم به سالن اصلی بیمارستان چی میگن😅)
؟آه..حتما برادرمه..بهشت بگو منتظر بمونه هنوز باید به یک بیمار دیگه سر بزنم
!بله بهشون میگم


...........................

؟هنوز سر گیجه دارین؟
بیمار : نه دیگه سر گیجه ندارم
(نکته بیمار مؤنث و مسن هست😅)
؟خوبه..با این حساب چند تا از دارو ها باید حذف بشه
?دراز بکشین میخوام توان پاهاتون رو برسی کنم
(مدیونین اگه مسخرم کنین چیزی از پزشکی سر در نمیارم😅)

......

؟خب تموم شد
?ممنوم دخترم
؟کاری نکردم*لبخند*


...............................................


؟گفتی کجاست
!اونجا منتظر شمان
؟باشه ممنون

؟*با دیدن اون پسر چشم هاش برق زد*
؟سوکجینااااااااااااااا



ادامه دارد.............




خب خب گوشیم پس گرفتم حسابی حمایت کنید بازم پارت میزارم😉😅
دیدگاه ها (۱۰)

◇ تیز فیک دوست پسر وحشی من ◇سلام امتحان هام شروع شده و خیلی ...

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟒؟*با دیدن اون پسر چشم هاش بر...

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟑تق تق تق*در زدن*# عا..باید ب...

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟐جیمین خواست از در اتاق بره ب...

عشق مافیا

سایه در گذشته

part=1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط