خون سرخ ☆
خون سرخ ☆
پارت ۱۷
ویو جونگکوک:
٪من از تو نمیترسم.
چان اینو گفت اما معلوم بود که داره سعی میکنه خودش رو آروم نشون بده.
ا.ت هنوز پشت سرم ایستاده بود.
دستش رو محکم گرفته بودم.
نمیخواستم دوباره ازم دور بشه.
٪چرا ساکتی؟
_چون دارم فکر میکنم.
٪به چی؟
_به اینکه بعد از کاری که امشب کردی، چطور هنوز انتظار داری زنده از اینجا بری بیرون.
لبخند روی لبهای چان محو شد.
بادیگاردهای دو طرف هنوز اسلحههاشون رو بالا گرفته بودن.
فقط یه اشتباه کافی بود تا همه چیز به خون کشیده بشه.
در همین لحظه صدای آژیر از بیرون عمارت بلند شد.
همه متوقف شدن.
چان اخم کرد.
٪این دیگه چیه؟
یکی از افرادش با عجله وارد سالن شد.
ـ رئیس... پلیسها دارن میان!
برای اولین بار رنگ از صورت چان پرید.
٪چی؟
ـ تمام راههای خروجی رو بستن!
بهش خیره شدم.
_گفتم که امشب آخرین اشتباهت رو مرتکب شدی.
چان با ناباوری نگاهم کرد.
انگار تازه فهمیده بود از اول توی تله افتاده.
ادامه دارد...
حمایتاتون خیلی کم شده پس من گهلم ایثثثثثث
پارت ۱۷
ویو جونگکوک:
٪من از تو نمیترسم.
چان اینو گفت اما معلوم بود که داره سعی میکنه خودش رو آروم نشون بده.
ا.ت هنوز پشت سرم ایستاده بود.
دستش رو محکم گرفته بودم.
نمیخواستم دوباره ازم دور بشه.
٪چرا ساکتی؟
_چون دارم فکر میکنم.
٪به چی؟
_به اینکه بعد از کاری که امشب کردی، چطور هنوز انتظار داری زنده از اینجا بری بیرون.
لبخند روی لبهای چان محو شد.
بادیگاردهای دو طرف هنوز اسلحههاشون رو بالا گرفته بودن.
فقط یه اشتباه کافی بود تا همه چیز به خون کشیده بشه.
در همین لحظه صدای آژیر از بیرون عمارت بلند شد.
همه متوقف شدن.
چان اخم کرد.
٪این دیگه چیه؟
یکی از افرادش با عجله وارد سالن شد.
ـ رئیس... پلیسها دارن میان!
برای اولین بار رنگ از صورت چان پرید.
٪چی؟
ـ تمام راههای خروجی رو بستن!
بهش خیره شدم.
_گفتم که امشب آخرین اشتباهت رو مرتکب شدی.
چان با ناباوری نگاهم کرد.
انگار تازه فهمیده بود از اول توی تله افتاده.
ادامه دارد...
حمایتاتون خیلی کم شده پس من گهلم ایثثثثثث
- ۱.۷k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط