بهانه نیاور
بهانه نیاور
رفتنت برای بودن بادیگری بود
نه تقدیرراگردن بزن ونه بادستهای روزگارکاری داشته باش
مسئله دست توبودکه دردستهای دیگری جاخوش کرده بود..
بیخیالت میشوم برو....
به باران بی امان چشمهایم میگویم؛
من اگرمن باشم اشکی برای کسی که مرامفت فروخت نمیریزم
رفتنت برای بودن بادیگری بود
نه تقدیرراگردن بزن ونه بادستهای روزگارکاری داشته باش
مسئله دست توبودکه دردستهای دیگری جاخوش کرده بود..
بیخیالت میشوم برو....
به باران بی امان چشمهایم میگویم؛
من اگرمن باشم اشکی برای کسی که مرامفت فروخت نمیریزم
- ۲۴۱
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط