{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه از خواب پرید

غنچه از خواب پرید
و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفت : سلام
جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید
گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت : سلام

گل اگر خار نداشت،

دل اگر بی غم بود،

اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،

زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا می بود

زندگی با همه وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست

اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست

زندگی جنبش و جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است

از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند.

زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،

یادمان باشد اگر گل چیدیم،

عطر و برگ و گل و خار،

همه همسایه دیوار به دیوار همند
دیدگاه ها (۳)

همین الان یهویی کنار برج ایفل خخخخخعکاس خودم

تو گفته بودی می کشد دریا به هرسویتمن گفته بودم با توام! پارو...

دریا که آغوش تــــو باشدمن شــناگری میشوم مبتدیمرا رهــا کنب...

پارت شش

سایه ای در راهرو های نقره ای

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...خار رنجید ...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیستحاصلش تن به قض...

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل گ...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به ق...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به ق...

زندگی با همه وسعت خویشمحفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به قض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط