{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...

خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...
خار رنجید ولی هیچ نگفت ...

ساعتی چند گذشت ... گل چه زیبا شده بود ...

دست بی رحمی آمد نزدیک ... گل سراسیمه ز وحشت افسرد ...

لیک آن خار در آن دست خلید ... و گل از مرگ رهید ...

صبح فردا که رسید ... خار با شبنمی از خواب پرید ...

گل صمیمانه به او گفت : سلام ...

و چه زیباست خاری که گل بدهد

و چرا بین گل و خار این همه فاصله ها........

گل اگر خار نداشت، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،

زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا بود

همه کس عکس گل یار، تماشا خواهد

زندگی با همه وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست 
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست 
زندگی جنبش و جاری شدن است 
زندگی کوشش و راهی شدن است 
از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند.

زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،


یادمان باشد اگر گل چیدیم، 
عطر و برگ و گل و خار، 
همه همسایه دیوار به دیوار همند . . .
دیدگاه ها (۱۰)

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل ...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیستحاصلش تن به قض...

زندگی با همه وسعت خویشمحفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به قض...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به ق...

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست!حاصلش تن به ق...

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل گ...

خار خنديد و به گل گفت سلامو جوابي نشنيدخار رنجيد ولي هيچ نگف...

خار خَندید و به گُل گُفت سَلام: و جوابی نشنید خار رَنجید ول...

خوندنش خالی از لطف نیست،لطفا نخونده لایک نکنید.خار خندید و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط