{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه از خواب پرید

غنچه از خواب پرید
و گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت : سلام
جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی آمد نزدیک
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید
گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت : سلام
گل اگر خار نداشت،
دل اگر بی غم بود،
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا می بود
زندگی با همه وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند.
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،
یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و برگ و گل و خار،
همه همسایه دیوار به دیوار همند
دیدگاه ها (۲)

چند نفر از پلی عبور می کردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخان...

اگر استراحت کافی داشته باشید، ورزش کنید، هرگز از روغن اشباع ...

امروز سوم رجب مصادف است با شهادت حضرت امام علی النقی الهادی ...

پارت شش

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

سایه ای در راهرو های نقره ای

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل ...

خار خنديد و به گل گفت سلامو جوابي نشنيدخار رنجيد ولي هيچ نگف...

خار خَندید و به گُل گُفت سَلام: و جوابی نشنید خار رَنجید ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط