خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو
خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو
زجر دارم می کشم خوبم … همین حالا برو!
دیر دارد می شود،مجنون لیلا روی من!
تا که جان نسپرده در آغوشت این لیلا، برو
این قدر دل دل نکن!دل را به کشتن می دهی …
سوز دارد قلب من،یا راحتم کن یا برو …
مرگ تدریجی است دل کندن از آغوشت ولی …
من که مدتهاست مردم! کم کن ام از “ما ”،برو …
گر چه طوفان آرزوهای مرا بر باد برد
گر چه سهمم این نبود از زندگی … اما برو
می روی گم می شود دل در غبار رفتنت …
خواهشا امشب بمان! فردا … نه پس فردا برو …
زجر دارم می کشم خوبم … همین حالا برو!
دیر دارد می شود،مجنون لیلا روی من!
تا که جان نسپرده در آغوشت این لیلا، برو
این قدر دل دل نکن!دل را به کشتن می دهی …
سوز دارد قلب من،یا راحتم کن یا برو …
مرگ تدریجی است دل کندن از آغوشت ولی …
من که مدتهاست مردم! کم کن ام از “ما ”،برو …
گر چه طوفان آرزوهای مرا بر باد برد
گر چه سهمم این نبود از زندگی … اما برو
می روی گم می شود دل در غبار رفتنت …
خواهشا امشب بمان! فردا … نه پس فردا برو …
- ۷۳۴
- ۰۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط