{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو

خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو
زجر دارم می کشم خوبم … همین حالا برو!
دیر دارد می شود،مجنون لیلا روی من!
تا که جان نسپرده در آغوشت این لیلا، برو
این قدر دل دل نکن!دل را به کشتن می دهی …
سوز دارد قلب من،یا راحتم کن یا برو …
مرگ تدریجی است دل کندن از آغوشت ولی …
من که مدتهاست مردم! کم کن ام از “ما ”،برو …
گر چه طوفان آرزوهای مرا بر باد برد
گر چه سهمم این نبود از زندگی … اما برو
می روی گم می شود دل در غبار رفتنت …
خواهشا امشب بمان! فردا … نه پس فردا برو …
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﻮﺩﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺏ ﺷﻮﺩ ... ﺑﺎﺩ ﺧﺒﺮﭼﯿ...

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮﺗﺎﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑﺮﺟ...

دلم از غصه مترسان که خودم غمگینمتنم از پایه ملرزان که خودم غ...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

آقاجان هر قطره از خون پاکتان مثل نوری شد که روی شانه‌های مرد...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط