پارت 6

-الان این دختره تو روی من وایستاد واو
+ پسره فکر کرده کیه درسته بزرگترین مافیای جهانی ولی من ازت نمی ترسم اونقدر که فیک خوندم می‌دونم چه گوهی هستی ( تو دلش)
ویو نیلای
از بار اومدم بیرون چون خانم مدیر گف تا ساعت دوازده تو خوابگاه باشم منم الان چون اتوبوس نیست پیاده رفتم داشتم همینجوری راه میرفتم که دو تا ون به اضافه یه لامبورگینی سیاه پیچید جلوم یکم ترسیدم بعد از اون دو تا ون ۴ تا مرد غول پیکر پیاده شدن اومدن سمتم منم تا می‌تونستم زدم همشون پخش زمین بودن که یهو قامت اون مافیا نمایان شد همینجور دست زد اومد سمتم و روشو کرد به سمت اون آدمایی که زده بودمشون گفت
-بی عرضه ها از یه دختر کتک خوردین سلام خانم نیلای من لی فلیکس هستم بزرگترین مافیای جهان همونی که تو ردش کردی😏
+اولاً شما اسم من رو از کجا می دونید
دوماً به چپ ترین نقطه راستم که تو مافیایی
سوما خوب کردم رد کردم
- اووووو چه پرو تا حالا کسی جرات نکرده با من اینطوری حرف بزنه
+ خوب دیگه اگه واسه کره ای ها لاتی واسه ایرانی ها شکلاتی افتاد👇👇🤘
- نکوشیمون ایرانی
+ گگگگگگگگگ
داشتم اداشو در می آوردم که یه هو با یه دستمال اومد سمتم و سیاهی مطلق
...................................................................شرطا
خوب برای اسمات لایک ۱۵ کامنت۱۰
برای پنج تا درخواستی حمایت کنید
برای سناریو طنز پیام بدید
دیدگاه ها (۱۵)

پارت هفت

کیوت به روایت تصویر 🌰

پارت ۵

بچه ها این پارت رو ویسگون حذف کرد ببخشید

³اون روز تموم شد و من هنوز هم توی شوک اون لحظه بودم همش بهش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط