پارت ۵
رفتم بغلش کردم و گفتم:
+: ببین الان تو باید بری اونجا برو و اگه خواستی بعد از مراسم ختم برگرد ( بغض)
بورام: اره راست میگه اگه هم خواستی بمونی ما یه گروه باز می کنیم هروقت دلت گرفت باهم حرف میزنیم باشه
لارا: اوکی
ویو نیلای
بعد از آروم کردن لارا رفتم حاضر بشم برای کار ولی برای لارا خیلی ناراحت شدم حالا رفتم حموم یه دوش ده مینی گرفتم و اومدم بیرون موهام رو خشک کردم یه آرایش کمی غلیظ کردم و تمام لباسم رو توی کوله ام گذاشتم و حرکت کردم وقتی وارد شدم بوی سیگار و الکل داشت خفم میکرد یا حتی اون زن های هر..زه ای که خودشون رو هم برای فروش میزاشتن و هم دنبال یه جنس پولدار و پلید بودن که یه شب باهاش بخوابن و بعد پول هاشو بالا بکشن و برن هیییی رفتم پیش رئیس
+: تق تق تق 🚪✊
¥: بیا تو عه نیلای تویی خوبه سر وقت اومدی برو لباست رو عوض کن تا دیر نشده
+: ولی من لباسم رو عوض کردم
¥: اما این مناسب نیست کمی پوشیده هستش برو اتاق اکسوری یه لباس سیاه هستش اون رو بردار بپوش و ارایشتم غلیظ تر کن بدو امشب یه مهمون داریم که مافیا هستش باید همه خوب به نظر برسید اوکی
+: اما رئیس من لباس باز دوست ندارم و اینکه نمی خوام خودم رو به این و اون بچسبونم
¥:نه اینطوری نیست لباست بازه ولی تو فقط الکل سرو می کنی حالا برو
+: باشه( و رفت)
ویو فلیکس
فهمیدم اون دختره امروز توی بار استخدام شده منم نقشه کشیدم تا برم بیارمش ولی بعد از کار الان رسیدم بار رفتم داخل تا پام رو گذاشتم چند تا دختر زود چسبیدن بهم می خواستم همونجا به هل بدمشون ولی جلوی خودم رو گرفتم و رفتم سر میز نشستم و بعد نصف دختر های اونجا اومدن بهم چسبیدن یکی اومد گفت
،،،،،ددی میشه رو پاتون بشینم
- نه نمیشه اون دختری که داره اونجا الکل سرو میکنه و مشکی پوشیده رو صدا کن اون رو می خوام
،،،،،ایششش باشه
نیلایییییییی
+: جانم چیزی شده
،،،،،اره اون پسره که مافیا هستش تورو صدا میکنه
+: باشه آخه چیکارم داره
و دوباره ویو فلیکس
دیدم اومد سمتم وای چه خوشگله چه بدنی ای جان لباشو ( ای جان لباشو قر کمر و اداشو🤣) حالا اومد سمتم
+: ببخشید آقا با من کار داشتین
وای چقدر مودبه برعکس این جند...ه ها هستش هی فلیکس به خودت بیا چی میگی پسر تو مافیایی
- بیا اینجا بشین ( اشاره به پاش)
+: پوزخند ببخشید من از اوناش نیستم من فقط کار می کنم تا پول دربیارم نمی خوام هر...زه گی کنم اوکی من رفتم
وای این دختر دیگه کیه الان اون تو روی من وایستاد واو
.............
+: ببین الان تو باید بری اونجا برو و اگه خواستی بعد از مراسم ختم برگرد ( بغض)
بورام: اره راست میگه اگه هم خواستی بمونی ما یه گروه باز می کنیم هروقت دلت گرفت باهم حرف میزنیم باشه
لارا: اوکی
ویو نیلای
بعد از آروم کردن لارا رفتم حاضر بشم برای کار ولی برای لارا خیلی ناراحت شدم حالا رفتم حموم یه دوش ده مینی گرفتم و اومدم بیرون موهام رو خشک کردم یه آرایش کمی غلیظ کردم و تمام لباسم رو توی کوله ام گذاشتم و حرکت کردم وقتی وارد شدم بوی سیگار و الکل داشت خفم میکرد یا حتی اون زن های هر..زه ای که خودشون رو هم برای فروش میزاشتن و هم دنبال یه جنس پولدار و پلید بودن که یه شب باهاش بخوابن و بعد پول هاشو بالا بکشن و برن هیییی رفتم پیش رئیس
+: تق تق تق 🚪✊
¥: بیا تو عه نیلای تویی خوبه سر وقت اومدی برو لباست رو عوض کن تا دیر نشده
+: ولی من لباسم رو عوض کردم
¥: اما این مناسب نیست کمی پوشیده هستش برو اتاق اکسوری یه لباس سیاه هستش اون رو بردار بپوش و ارایشتم غلیظ تر کن بدو امشب یه مهمون داریم که مافیا هستش باید همه خوب به نظر برسید اوکی
+: اما رئیس من لباس باز دوست ندارم و اینکه نمی خوام خودم رو به این و اون بچسبونم
¥:نه اینطوری نیست لباست بازه ولی تو فقط الکل سرو می کنی حالا برو
+: باشه( و رفت)
ویو فلیکس
فهمیدم اون دختره امروز توی بار استخدام شده منم نقشه کشیدم تا برم بیارمش ولی بعد از کار الان رسیدم بار رفتم داخل تا پام رو گذاشتم چند تا دختر زود چسبیدن بهم می خواستم همونجا به هل بدمشون ولی جلوی خودم رو گرفتم و رفتم سر میز نشستم و بعد نصف دختر های اونجا اومدن بهم چسبیدن یکی اومد گفت
،،،،،ددی میشه رو پاتون بشینم
- نه نمیشه اون دختری که داره اونجا الکل سرو میکنه و مشکی پوشیده رو صدا کن اون رو می خوام
،،،،،ایششش باشه
نیلایییییییی
+: جانم چیزی شده
،،،،،اره اون پسره که مافیا هستش تورو صدا میکنه
+: باشه آخه چیکارم داره
و دوباره ویو فلیکس
دیدم اومد سمتم وای چه خوشگله چه بدنی ای جان لباشو ( ای جان لباشو قر کمر و اداشو🤣) حالا اومد سمتم
+: ببخشید آقا با من کار داشتین
وای چقدر مودبه برعکس این جند...ه ها هستش هی فلیکس به خودت بیا چی میگی پسر تو مافیایی
- بیا اینجا بشین ( اشاره به پاش)
+: پوزخند ببخشید من از اوناش نیستم من فقط کار می کنم تا پول دربیارم نمی خوام هر...زه گی کنم اوکی من رفتم
وای این دختر دیگه کیه الان اون تو روی من وایستاد واو
.............
- ۲.۵k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط