{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی از خودم بیزار میشم

گاهی از خودم بیزار میشم،
دوست دارم تمامِ خودم را
بلند کنم و به دور دست ها پرت کنم
آنقدر دور،
ک دست هیچ احدی ب آن نرسد
ک دیگر چشمم ب خودم نیفتد
کاش میشد
خودم را مانند کاغذی مچاله کنم
و در سطل آشغالِ فراموشی بندازم...

دیدگاه ها (۴)

پاییز ، ای مسافر خاک آلودهدر دامنت چه چیز نهان داریجز برگهای...

‏ما مجموعه‌ای از دلتنگی‌ها، شورها، حسرت‌ها، دل‌خوشی‌ها و دلخ...

از یه جایی به بعد دیگه حرص نمیخوری، انقد چشم پوشی میکنی تا ع...

‏قلبمو هدیه می دم بهت .‏ مواظبش باش . ‏نه به خاطر اینکه قلبم...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

پارت پنجاه پنجچی؟چی داری میگی چرت و پرت نگو رام:من سالن اصلی...

رفته بودم موهامو کوتاه کنم، چون دیگه حوصله ی موی بلند و نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط